آخرین مطالب
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

استراتژي محتوا به چه معناست؟
۲۲ مرداد ۱۳۹۳مسعود فاطميدسته: آناليز و استراتژي، بازاريابي محتواهمانطور كه احتمالا در جريان هستيد، چند روز پيش در موضوعات يك ادمين تغييراتي ايجاد كرديم و موضوعات نوشته‌هاي آتي بيشتر حول محور بازاريابي آنلاين خواهد بود. حال قبل از نوشتن در مورد روش‌هاي مختلف بازاريابي، بهتر است كه در مورد مباني اين مقوله بنويسيم تا راحت‌تر وارد بحث‌هاي تخصصي‌تر شويم.امروز مي‌خواهم در مورد استراتژي محتوا (Content Strategy) بنويسم. بد نيست طبق معمول هميشه ببينيم كه ويكي‌پديا چه تعريفي را ارائه مي‌كند:content-strategy-wikipediaويكي‌پديا مي‌گويد كه:استراتژي محتوا به برنامه‌ريزي، توسعه و مديريت محتواهاي نوشته شده و يا در رسانه‌هاي مختلف اشاره مي‌كند. اين عبارت از اواخر سال ۱۹۹۰ در وب رواج يافته است.اما تعريفي كه من و شايد خيلي‌هاي ديگر داشته باشند چيزي شبيه به: ” استراتژي محتوا يك برنامه كامل و راهنما، براي محتواهايي است كه بايد براي رسيدن به يك هدف تجاري منتشر كنيد” حال در اين استراتژي، مواردي همچون برنامه‌ريزي براي انتشار، مشخص كردن نوع محتواها و .. نيز وجود دارد. اما يادتان باشد كه استراتژي محتوا مي‌تواند به معناي:” رساندن محتواي خوب به كاربري كه به آن نياز دارد” هم هست.Content-Strategy-2اما چرا داشتن استراتژي محتوا مهم است؟توليد محتوا بدون هدف، اكثر اوقات باعث مي‌شود تا هدف تجاري‌ شما محقق نشود و نوشته‌هايتان در هيچ قالب و سبكي جاي نگيرد. در واقع اين كه نوشته‌هاي شما هدفي را دنبال نكنند بيشتر باعث مي‌شود تا اولا، ندانيد كه اصلا چرا محتوا توليد مي‌كنيد و ممكن است اين كار را كنار بگذاريد و ثانيا، بر روي برند شما تاثير منفي‌اي خواهد گذاشت. محتواهايي كه هيچ هدفي را دنبال نمي‌كنند و به سوال “چرا من اين محتوا را نوشتم؟” پاسخ نمي‌دهند، اكثرا نه در شبكه‌هاي اجتماعي منتشر مي‌شوند و نه از طرف كاربران جدي گرفته مي‌شوند. كاربران مي‌خواهند محتواهايي منسجم، پيرامون يك موضوع و كاربردي ببينند؛ نه صرفا محتواهايي كه يك برند خود را در آن ستايش مي‌كند و يا در آن از شير مرغ تا جان آدميزاد نوشته مي‌شود.حالا كه مي‌دانيم يك استراتژي محتوا دقيقا چه كاري را براي ما انجام مي‌دهد، بهتر است بدانيم كه چگونه مي‌توانيم براي خود استراتژي محتوا آماده كنيم؟براي توليد و آماده كردن استراتژي محتوا، اولين چيزي كه نياز داريد شروع تحقيق بر روي موارد زير است كه در ادامه به اختصار توضيحشان مي‌دهم:
تحقيق درباره شركت خودتان
تحقيق درباره مشتريان و خوانندگان
تحقيق درباره رقيبان
تحقيق در شركت خودتاندر اين مرحله از تحقيقات مي‌بايست بدانيد كه شركتتان چه ارزش‌هايي را دنبال مي‌كند و اهداف اصلي شما چه چيزهايي هستند. برخي از سوالاتي كه مي‌توانيد طي تحقيق از خود بپرسيد:
شركت شما دنبال چه چيزي است؟
به جز پول، چرا اين كسب و كار را انجام مي‌دهيد؟
آيا محتوايي كه قبلا نوشتيد اهداف شما را دنبال مي‌كند؟
هستند. پاسخ دقيق به اين سوالات و نوشتن آنها مي‌تواند شما را راحت‌تر به هدفتان برساند.تحقيق درباره مشترياندر طي اين مرحله، بايد بفهميد كه كاربرانتان چه چيزهايي مي‌خواهند و افراد چه مسيري را طي مي‌كنند تا به مشتري شما تبديل شوند. شايد بد نباشد در اين مرحله بدانيد كه كاربران چگونه، كجا و كي از محتواهاي شما استفاده مي‌كنند؟تحقيق درباره رقيبانبهتر است كه اينجا رقيبان را به دو دسته:‌ رقيبان تجاري و رقيبان محتوايي تقسيم كنيم. در زمينه‌هاي مختلف، همه سايت‌ها تجاري نيستند (حداقل به شيوه كاري شما تجاري نيستند) و صرفا به توليد محتوا مي‌پردازند. ابتدا بايد بدانيد كه رقيبان تجاري شما چه اهدافي را دنبال مي‌كند و چگونه با كاربرانشان ارتباط برقرار مي‌كنند.در مرحله دوم بايد بدانيد كه رقيبان محتوايي شما چه كاري انجام مي‌دهند. شايد اطلاعاتي كه به دست مي‌آوريد با اطلاعات رقيبان تجاري‌تان كمي متفاوت باشد و بتواند به تكميل نتيجه تحقيقتان كمك كند.حالا كه نتايج تحقيقاتتان در دسته‌هاي بالا را مكتوب كرديد، از خودتان بپرسيد كه:
آيا محتواهاي شما نياز كاربرانتان را رفع مي‌كند؟
آيا رقيبان محتوايي و تجاري شما هم اين نياز را رفع مي‌كنند و يا بهتر از شما عمل كردند؟ چرا بهتر از شما؟
اگر رقيبانتان نتوانسته‌اند موفق بشوند، آيا شما مي‌توانيد؟ چرا شما بهتر از آنها خواهيد بود؟
و هميشه از خود بپرسيد كه آيا من به هدفم مي‌رسم؟
پس از اين كه ياد گرفتيد كاربرانتان به چه چيزي نياز دارند و چگونه دوست دارند كه آن محتوا به دستشان برسد، بد نيست مطمئن شويد كه:
محتوايي كه توليد خواهيد كرد كاملا با ارزش‌هاي كسب و كارتان گره خورده باشد
آن محتوا باعث افزايش ارزش برند شما شود
بين شما و رقيبانتان تمايز ايجاد كند
باعث رسيدن شما به اهداف تجاري‌اي كه دنبال مي‌كنيد باشد
بحث استراتژي محتوا اينجا به پايان نمي‌رسد و شايد نوشته فوق فقط معرفي مختصري در اين زمينه باشد. جالب است بدانيد كه متخصصيني با عنوان شغلي Content strategist وجود دارند كه مي‌توانند به شما در انجام اين برنامه ريزي كمك كنند. (اگر استراتژيست محتوا هستيد حتما خود را در بخش ديدگاه‌هاي اين نوشته معرفي كنيد)اما سوالي كه براي من پيش آماده اين است كه آيا كسب و كار و سايت شما از استراتژي خاصي براي توليد محتوايش استفاده مي‌كند؟

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: استراتژي محتوا
برچسب‌ها: استراتژي محتوا،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

استراتژي محتوا – Content Strategy چيست ؟

 

همان طوري كه در “با زير شاخه هاي مهم سئو آشنا شويد” توضيح دادم يكي از مسايلي كه اين چند ساله مورد توجه قرار گرفته است استراتژي محتوا يا Content Strategy است كه حتي باعث تغيير ديد در صنعت IT شد. مصاحبه زير در مورد استراتژي محتوا با يكي از اين فعالان حوزه خانم Kristina Halvorson مي باشد كه توسط Tom May از Net Magazine در تاريخ ۱۱ آبان ۱۳۹۰ انجام شده است. صحبت ها ومفاهيم بسياري خوبي مطرح شده است كه توصيه مي كنم مطالعه فرماييد.

 

عبارت «استراتژي محتوا» در سال ۲۰۰۹، اصطلاحي نا آشنا و غريبه بود. اما در حال حاضر، بسيار شناخته شده و خبر ساز است. كتاب‌هاي زيادي در اين باره نگاشته شده، شركت‌هاي تخصصي در اين حوزه پديد آمدند و حتي كنفرانس‌هاي زيادي درباره آن اجرا شدند. كريستينا هالو رسن، تا حدود زيادي با انجام پروژه هاي خستگي ناپذير در اين راه، به تنهايي نقشي مهم در حوزه استراتژي محتوا داشته است.

او را به عنوان وكيل مدافع اين طرح مي‌شناسند. هالورسون مؤسس و مديرعامل موسسه مشاوره اي استراتژي محتوا با نام brain traffic است. نگارنده كتاب «استراتژي محتوا براي وب» در سال ۲۰۰۹ بوده و در اين حوزه، كنفرانس confab را راه اندازي كرده است. او همچنين مجري برنامه content talks نيز هست. بنابراين به نظر مي‌رسد براي دريافت پاسخ‌هاي خود در مورد استراتژي محتوا به سراغ فردي مناسب رفته‌ايم. در عين حال بايد دانست كه حتي امروز نيز كساني در حوزه وب حضور داشته كه دقيقاً معناي استراتژي محتوا را نمي‌دانند.
استراتژي محتوا، شما را در هدايت محتوا براي دستيابي به اهداف كسب و كار خود، ياري مي‌كند. بر اساس گفته خانم هالو رسن؛ سازمان‌ها با استفاده از آن مي‌توانند به ايجاد، انتقال، مديريت و تعيين تكليف محتواي آنلاين و يا آفلاين وب سايت خود، بپردازند. انتشار محتوا و مديريت چرخه عمر آن براي مردم ساده تر خواهد شد. چرا كه برنامه ريزي و مديريت محتوا جزء جدايي ناپذير استراتژي محتوا است.

بسياري از مردم بر اين باورند كه استراتژي محتوا، وسيله اي براي ساخت محتوا است. اما به گفته هالو رسن؛ اين در حقيقت بخش ساده كار است. چرا كه مديريت بلند مدت محتوا، بسيار چالش بر انگيز و جدي بوده كه در مراحل بعد از ايجاد محتوا، اتفاق مي‌افتد. استراتژي محتوا در واقع دانستن مبدأ محتوا، شناختن شخص حقوقي يا حقيقي منتشر كننده محتوا، شناختن صاحبان محتوا و مقصد آن است.

بنابراين مي‌توان گفت؛ استراتژي محتوا، تمركز سازمان‌ها را از تفكر سنتي توليد و انتشار محتوا دور كرده و آن را بر مديريت محتوا به عنوان موجودي كه چرخه عمري به خصوص دارد، معطوف مي‌كند. بعد از اين، تعهدي بيشتر از سوي متوليان امر، نياز خواهد بود و سازمان‌ها نمي‌توانند به يك مدير پروژه براي انتشار محتواي وب سايت‌ها، اكتفا كنند.

تغيير عملكرد

در سال‌هاي اخير شاهد بوديم كه صنايع به استراتژي محتوا نگاهي جدي‌تر دارند. آژانس‌هاي تخصصي استراتژي محتوا، اقدام به نسخه پيچي براي مشتريان خود نموده و آنان را متقاعد كردند كه به اپراتورهاي ايجاد محتوا، بسنده نكنند. با اين حال كماكان افراد كمي حاضر به پرداخت مالي براي آن بودند. اما با گذشت زمان مشتريان به اين نتيجه رسيده كه انتشار محتوا بدون برنامه ريزي براي آن امكان پذير نيست و اين استراتژي محتوا است كه تكليف محتوا را در مراحل مختلف مشخص مي‌كند. آنان پس از مديريت وب سايت‌ها طي سال‌هاي متوالي، با حجم وسيعي از داده روبرو بودند، داده‌هايي كه بايد نوسازي مي‌شدند و يا از چرخه استفاده خارج شوند. اما اين امر به دليل در هم ريختگي و انباشتگي محتوا امكان پذير نبود مگر با داشتن راهكاري بلند مدت و از پيش تعريف شده براي مديريت داده‌ها به نام استراتژي محتوا.

كريستينا هالو رسن معتقد است؛ اين محتوا است كه بايستي با تغييرات مورد نياز، كاربر را به سطح مطلوبي از تجربه برساند و نه جلوه هاي بصري و ظاهري وب سايت. به عبارت ديگر، اين طراحي وب سايت است كه بايستي در خدمت محتوا قرار گيرد و نه بالعكس.

اما اگر موضوع را به صورت واقع‌گرايانه تري ببينيم در خواهيم يافت كه استراتژي محتوا تا كنون فقط در حد يك اصطلاح باقي مانده و در عمل، درصد بسيار زيادي از مردم از آن بهره گيري نكرده‌اند. چرا كه اين اصطلاح، هنوز به طور مطلوبي تبيين نشده و فقط برخي از كارشناسان و افراد خبره آن را بكار بسته‌اند. اما آنچه مشخص است، تأثير استراتژي محتوا بر پروژه‌هايي است كه هم اكنون از آن استفاده كرده و خود را در دنياي وب بالاتر مي‌كشند.

استراتژي محتوا را نمي‌توان در سطح پروژه مورد بررسي قرار داد، بلكه به دليل گستردگي دامنه پشتيباني آن، بايستي در سطح شركت‌ها و به صورت ميداني بررسي گردد. چه افرادي مسئوليت مديريت محتوا را بر عهده خواهند داشت؟ آيا افرادي كه در قدرت هستند، شايستگي سمت خود را دارند؟ آيا مهارت‌هاي دروني به درستي در ما ايجاد شده است؟ اين‌ها، تماماً سؤالاتي هستند كه قبل از شروع بايستي پاسخ داده شوند.

به گفته هالو رسن؛ استراتژي محتوا، براي ادارات و شركت‌هاي كوچك با تعداد كارمندان ۱ تا ۱۰ نفر، مهم و حياتي تلقي نمي‌شود. چرا كه اين شركت‌ها، با انتشار و ساختار بندي صحيح داده، به راحتي مي‌توانند كار خود را به پيش برده و نيازي به تدوين استراتژي ندارند. اما شركت‌ها و سازمان‌هاي بزرگ كه به انتشار محتوا به صورت گسترده در وب سايت‌هاي خود مشغولند، نياز به استراتژي محتوا را به طور روز افزوني احساس مي‌كنند. اما چگونه مي‌توان از آن در اين سازمان‌ها بهره برداري نمود؟

بر اساس آنچه مي‌خواهيد، برنامه ريزي كنيد. در ابتدا به بازرسي و مميزي محتوا بپردازيد. از آنچه داريد، اطلاع يافته و نسبت به غناي مطالب مطمئن شويد. گزارشات لازم به افراد بالا دست را داده. نقاط ضعف و قوت آن را بيان كنيد. به دنبال حاميان درون سازماني براي برطرف كردن مشكلات محتوا باشيد. افرادي كه به اهميت محتوا واقفند، بهترين گزينه هستند.

كتابي كه هالورسون در اين رابطه نگاشته است، نمونه اي خوب براي مطالعه در رابطه با مراحل ابتدايي تدوين استراتژي محتوا است. پيشنهاد هالورسون به شما براي مطالعات بيشتر در اين رابطه، مطالعه كتاب «اصول استراتژي محتوا» نوشته ارين كيسان است. بنا به گفته او اين دو كتاب مكمل يكديگرند و با حجم كم خود، زمان زيادي از شما نمي‌گيرند. بعلاوه اينكه، براي شروع بسيار مناسب هستند. پيشنهاد ديگر او يافتن كنفرانس meetup در حوالي محل زندگي شما و شركت در آن براي آشنايي هرچه بيشتر با موضوع است. با مراجعه به وب سايت meetup.org، مي‌توانيد از محل و زمان برگزاري اين كنفرانس‌هاي بين‌المللي مطلع شويد.


مراحل بعدي

در صورتي كه خواهان تبديل شدن به متخصص حوزه استراتژي محتوا باشيم، آيا به داشتن تجربياتي در تجربه كاربر محور نيازمنديم؟ هالو رسن با تكان دادن سر خود، منفي بودن پاسخ را اعلام مي‌كند. هرگز. اگرچه مباحثات اين موضوع در انجمن‌هاي UX شكل گرفت. اما در ادامه راه خود را به ديگر حوزه هاي تخصصي باز كرده و روز به روز گسترش مي‌يابد. انجمن‌هاي بازاريابي، اجتماعات درون سازماني، سايت‌هاي آموزشي آنلاين، حوزه روابط عمومي و … همگي در حال شروع تفكر به اين موضوع و پي بردن به اهميت بالاي آن هستند. همه دانسته‌اند كه داشتن برنامه اي بلند مدت براي محتوا، كاري است كه مديريت و دسترسي را بسيار ساده تر از قبل كرده و به يكپارچه سازي آن مي‌انجامد. متخصصين راهكارهاي سامانه هاي مديريت محتوا (CMS) نيز به استقبال استفاده از استراتژي محتوا مي‌روند. كارن مك گرين در اجلاسي در شركت DurpalCon در شيكاگو، عوامل شكست و پيروزي در پياده سازي CMS را استراتژيست ها و مديران محتوا بر شمرد و نه برنامه‌نويسان شركت. اين سخن كه در برابر ۵۰۰ نفر از كاركنان DURPAL بيان شد، با استقبال و تشويق حضار همراه بود.

داستان‌هايي از اين دست، شواهدي بر درستي ادعاي ما، مبني بر پيشرفت سريع استراتژي محتوا در سال‌هاي اخير است. با وجود اينكه وب سابقه اي بيش از ۱۵ سال ندارد. اما با سرعتي خيره كننده در حال حركت روبه جلو بوده است. چرا كه روز به روز افراد جديد با تخصص‌هاي جديد و علاقه زياد به يادگيري متدولوژي ها و شيوه هاي كار بهتر، به آن وارد مي‌شوند. هالو رسن، اين روزها در حال تدوين نسخه ويرايش شده كتاب خود با عنوان استراتژي محتوا براي وب است. او اميدوار است كه اين كتاب نيز به اندازه نسخه قبلي، عملياتي و پركاربرد باشد.

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: استراتژي محتوا
برچسب‌ها: استراتژي محتوا،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

استراتژي محتوا با بازاريابي محتوا فرق داره


نه استراتژيست‌هاي‌محتوا به هيچ وجه بازارياب‌محتوا هستن و نه استراتژي‌محتوا به هيچ شكلي شبيه بازاريابي‌محتوا هست.
طي حدود 5 دقيقه مطالعه اين مطلب، اطلاعاتي در زمينه استراتژي محتوا بدست مياريد.
شايد ما اولين منبع فارسي زبان هستيم كه از ۱۳۹۱ داريم در مورد استراتژي‌محتوا مي‌نويسيم. توي اين مدت من افراد زيادي رو ديدم كه به اين حوزه علاقه‌شدن و خودشون رو يه استراتژيست‌محتوا معرفي كردن. اين خيلي خوبه، اما من مي‌بينيم كه در خيلي از موارد برداشت‌هاي اشتباهي در مورد استراتژي‌محتوا ميشه و خيلي از اين افراد در واقع اون رو با بازاريابي‌محتوا اشتباه گرفتن.
منظور از استراتژي‌محتوا چيه؟
آيا استراتژي‌محتوا يه چيزي مثل بازاريابي‌محتوا هست؟ آيا استراتژي‌محتوا يه مدل كوچيك شده از معماري اطلاعاته؟ در جواب اين سوالات بايد گفت: نه، ابدا اينطور نيست!
خانوم Kristina Halvorson كه موسس Brian Traffic هست و يه استراتژيست‌محتواي شناحته شده، توي مطلبي كه در A List Apart نوشته ميگه: «استراتژي‌محتوا براي توليد و انتشار محتواهاي مفيد و قابل استفاده برنامه‌ريزي مي‌كنه».
من فكر ميكنم كلمه «برنامه‌ريزي» نقش كليدي رو توي اين تعريف داره. برنامه‌ريزي يه مهارت ضروري براي يه استراتژيست‌محتوا به حساب مياد كه اغلب داره توي سازمان تحقيق ميكنه تا استانداردها، گردش‌كار، فرايند طراحي و يه سري فاكتورهاي ديگه مثل اين رو بررسي كنه.
اما يه استراتژيست‌محتوا كاراهاي بيشتري هم انجام ميده و فقط برنامه‌ريزي نيست. اينجا بايد توي تعريفي كه خانوم Halvorson ارائه ميكنه، بريم سراغ دو كلمه «مفيد» و «قابل‌استفاده». دقيقا استراتژي‌محتوا كارش اينه كه محتوا رو مفيد و قابل‌استفاده كنه.
محتوا پويا و زنده است
Rachel Lovinger هم مطلبي رو توي Boxes and Arrows نوشته كه دو تا تعريف ديگه رو هم اضافه مي‌كنه. ميگه كه يه استراتژي‌محتوا «از كلمات و داده‌ها استفاده مي‌كنه تا محتوايي بدونه ابهام توليد كنه كه از تجربه‌هاي معنادار و تعاملي حمايت مي‌كنه».
همونطور كه معماري اطلاعات در ارتباط با طراحيه، استراتژي‌محتوا هم در ارتباط با رونويسي (Copywriting)ـه
اين رو توييت كنيد
توجه داشته باشيد كه اينجا خانوم Lovinger به زبان و داده اشاره كرده كه مشخص ميكنه ما داريم در مورد محتواي پويا و زنده حرف مي‌زنيم، نه فقط يه تيكه متن. يعني ما داريم در مورد تجربه‌هاي جامعي حرفي مي‌زنيم كه به كاربراي ما كمك مي‌كنن تا در رسيدن به اهدافشون موفق باشن.
خانوم Lovinger مي‌گه «همونطور كه معماري اطلاعات در ارتباط با طراحيه، استراتژي‌محتوا هم در ارتباط با رونويسي (Copywriting)ـه» و اين باعث ميشه اين تفكر غلط رو كنار بگذاريم كه استراتژيست‌محتوا فقط به متن فكر مي‌كنه.
ما به محتوا به عنوان يه تجربه (كاربر) نگاه مي‌كنيم. براي همينه كه به استانداردها، لحن و تون صدا، مميزي محتوا، گردش‌كار، طراحي سرويس، سيستم‌ها، فرايندها، طراحي متاديتا، مدل سازي محتوا، كانال‌هاي توزيع و غيره فكر مي‌كنيم.


استراتژي‌ محتوا بازاريابي‌ محتوا نيست


اين دو كلمه رو يادتون باشه: مفيد و قابل استفاده. به خاطر همين دو كلمه است كه استراتژيست‌هاي‌محتوا به هيچ وجه بازارياب‌محتوا نيستن. به همين خاطره كه استراتژي‌محتوا به هيچ شكلي شبيه بازاريابي‌محتوا نيست.
بعلاوه، اونطور كه توي خيلي از وب‌سايت‌ها نوشته يه استراتژيست‌محتوا به هيچ وجه يه شبه معمار‌ اطلاعات يا شبه طراح نيست. در واقع استراتژي‌محتوا به اون اصول و مباحث اساسي مي‌پردازه كه معماري‌اطلاعات و طراحي بهش بي‌اعتنا بودن.
در نهايت، همونطور كه معماران‌اطلاعات و طراحان براي خلق تجربه‌هاي بهتر روي موضوعات مختلفي كار ميكنن، استراتژي‌محتوا هم روي زبان، داده و سيستم‌هاي توليد محتوا كار مي‌كنه. در حالت ايده‌آل، هر سه اين نقش‌ها توي يه تيم تجربه‌كاربري در كنار هم هستن و تلاش مي‌كنن تا قبل از هر «چطور» يه «چرا» بزارن.


 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: استراتژي محتوا
برچسب‌ها: استراتژي محتوا،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

بازاريابي محتوا چيه و چرا براي شما مهمه


هر نوع كسب و كاري هم كه داشته باشيد، بازاريابي يه موضوع خيلي مهمه. اما روش‌هاي بازاريابي داره تغيير ميكنه و ما هم بايد متفاوت فكر كنيم.
طي حدود 9 دقيقه مطالعه اين مطلب، اطلاعاتي در زمينه استراتژي محتوا و استراتژي ديجيتال بدست مياريد.
آيا شما يه شركت طراحي وب‌سايت داريد؟ يا اينكه هدايت ديجيتالي يه سازمان رو به عهده گرفتيد؟ اگه اينطوره پس بازاريابي به ناچار بخشي از شغل شما به حساب مياد.
يه آزادكار (Freelancer) بايد روي برند شخصيش كار كنه و مالك يه شركتم بايد روي هويت و شناخته‌تر شدن شركتش. هر دوي اينها نياز دارن كه براي خودشون يه شبكه از طرفداران بسازن كه منجر به ترافيك بيشتر ميشه. اما انجام اين كار به يه درك پايه از بازاريابي نياز داره.
شايد شما اصلا از بازاريابي خوشتون نياد، اما اين يه واقعيته كه بايد قبولش كنيد.


دنياي بازاريابي در حال تغييره. شما چطور؟


دنياي بازاريابي به واسطه دنياي ديجيتال دستخوش تغييراتي شده، اما متاسفانه طرز فكر ما باهاش منطبق نشده. من هنوز كسب و كارهايي رو مي‌بينم كه همه فكر و ذكرشون ساختن چند تا صفحه زرد و يا نهايتا تبليغات توي گوگله. شركت‌هاي زياد ديگه‌ايي رو هم مي‌بينم كه هزينه‌هاي بالايي توي تبليغات بنري مي‌كنن. درحالي كه همه اينها فقط نسخه آنلاين از همون تبليغات سنتي هستن.
همه اين روش‌ها دارن به صورت مشترك يه چيز ميگن. هركس پول بيشتري داشت، صداي بلندتري داره و مي‌تونه توجه بيشتري رو به خودش جلب كنه. اما اين رويكرد خيلي ناكارامده. كاربرا دارن هر روز باهوش‌تر ميشن و خيلي ساده يه راهي براي بلاك كردن تبليغات اين شكلي پيدا ميكنن.
هزينه بازاريابي محتوا ۶۲٪ كمتر از بازاريابي سنتيه
روش مدرن بازارياب‌ها براي حل كردن اين مشكل رو بهش مي‌گن بازاريابي‌محتوا. اين همون چيزيه كه شما براي جلب توجه مخاطبان‌تون بهش نياز داريد. در عين حال توي اين كار ممكنه خيلي ساده مرتكب اشتباه بشيد.


بازاريابي‌محتوا چيه؟


مثل خيلي از اصطلاحات ديگه‌ايي كه سر زبون‌ها افتاده، بازاريابي‌محتوا هم يه سري ابهاماتي داره. اما تا اونجايي كه به اين مطلب مربوط ميشه، يعني روشي از بازاريابي كه با هدف درگير كردن و ارايه ارزش به كاربر انجام ميشه.
مثلا همين مطلب خودش يه نمونه از بازاريابي‌محتواست. در اصل قراره يه ارزشي به شما (به عنوان خواننده) اضافه كنه، اما از طرف ديگه هدف اينه كه شما تصميم بگيريد و من رو به عنوان مشاور استخدام كنيد.
اين روش چيزي وراي اون مدل پر سروصداي تبليغاته. تو اين روش تلاش ميشه كه يه رابطه خوب با مشتريان بالقوه ايجاد بشه. اين كارهم با ابزارهايي مثل پست‌هاي وبلاگي، استتوس‌هاي شبكه‌هاي اجتماعي، ويدئو آپارات و ... انجام ميشه.
فكر مي‌كنيد متوجه همه ماجرا شديد؟
متاسفانه خيلي‌ها كار بازاريابي‌محتوا رو شروع كردن،‌ بدون اينكه فلسفه وجوديش رو متوجه شده باشن. مثلا شروع مي‌كنن به نوشتن پست‌هاي وبلاگي و يا فعاليتشون رو توي شبكه‌هاي اجتماعي زيادتر مي‌كنن، صرفا به اين جهت كه خدمات‌شون رو معرفي كنن، نه اينكه يه ارزشي به كاربر ارائه بدن.
بلاگشون فقط داره امكانات محصول‌شون رو معرفي ميكنه. ويدئوهاشونم فقط تبليغات خالصه. حتي شبكه‌هاي اجتماعي‌شون هم فقط براي جذب ترافيك بيشتره، نه اينكه به كاربر يه كمكي كرده باشن.
اگه بازاريابي‌محتوا به روش درستش انجام بشه، از تبليغات رسانه‌ايي خيلي قدرتمندتره. باعث ميشه شما بتونيد براي خودتون شهرت بدست بياريد، توانايي‌هاتون رو ثابت كنيد و همچنين يه ارتباط واقعي و موثر با مخاطبان‌تون داشته باشيد. اما براي رسيدن به اين نتايج، اول بايد تصميم بگيريد كه روي اين كار زمان مناسبي بگذاريد. برخلاف تبليغات سنتي، شما نمي‌تونيد براي حل مشكلات فقط از پول استفاده كنيد و اينم چالش مهميه كه توي اين صنعت وجود داره.
بازاريابي محتوا ۳ برابر بيشتر بازاريابي سنتي هزينه زماني داره.
شما حاضريد هزينه اين كارو بپردازيد؟
معمولا شركت‌ها خيلي سريع و راحت هزينه‌هاي بازاريابي سنتي رو مي‌پردازن، اما در مورد استخدام نيروي جديد خيلي محتاط و كند عمل مي‌كنن. حقيقت اينه كه براي انجام درست بازاريابي‌محتوا، بايد زمان مناسبي بهش اختصاص بديد. اگه آزادكار هستيد بايد چند ساعت در هفته رو نظر بگيريد و اگه يه شركت هستيد، بايد يه نيروي دائمي براي انجام اين كار داشته باشيد.
مثلا نقش خود من رو توي وب ادوايس در نظر بگيريد. تقريبا هفته‌ايي ۱۰ ساعت صرفا به بازاريابي‌محتوا اختصاص ميدم. همن وبلاگ، شبكه‌هاي اجتماعي و چندتايي پادكست كه توليد شده. تازه غير از سخنراني توي همايش‌ها و رويداد‌هاي مختلف.
بله، سرمايه‌گذاري زيادي لازمه، اما دستاوردش زيادتره. سرمايه‌گذاري من روي بازاريابي‌محتوا باعث شده كه يه درآمد متداول و خوب توي اين چندسال در وب‌ادوايس جاري باشه. اين كار باعث شده كه ما معروفيت و محبوبيت خوبي بدست بياريم و مهمتر اينكه مشتري‌هاي با اعتبارتري داشته باشيم. هيچ وقت نميشد يه همچين نتيجه‌ايي رو با تبليغات توي گوگل بدست آورد.


رمز موفقيت در بازاريابي‌ محتوا


حالا سوال اينه كه رمز موفقيت توي بازاريابي‌محتوا چيه؟ همونطور كه قبلا توضيح دادم، رمزش توي تمركز روي ارائه ارزش به كاربره. شما بايد كمتر به اين فكر كنيد كه خدمات يا محصول‌تون رو معرفي كنيد.
اما پشت اين تمركز، بزاريد من يه نكته ديگم هم بهتون بگم و اونم انضباطه. حتي اگه محصول شما يه چيز كاملا منحصر بفرده، خيلي مهمه كه مشتري در زمان نيازش فورا شما رو به خاطر بياره. بايد به طور منظم باهاشون حرف بزنيد و كاري كنيد كه وقتي ميخوان خريد كنن، فورا بيان سراغ شما.
يه وبلاگي كه گه‌گاهي توش مي‌نويسيد، بيشتر از اينكه كمك كنه به كارتون آسيب ميزنه.
اين رو توييت كنيد
داشتن يه وبلاگ كه هر چند ماهي يه بار توش يه چيزي مي‌نويسيد خيلي چيز خوبي نيست. در واقع يه همچين چيزي بيشتر به كسب و كارتون آسيب ميزنه. اينطور به نظر ميرسه كه شما توانايي اراده كردن وب‌سايت‌تون رو نداريد. از طرف ديگه يه تعداد معدود نوشته خيلي ارزشي به شما هم اضافه نمي‌كنه و فقط وقت‌تون تلف شده.
اگه نمي‌تونيد يه نفر رو براي انجام اين كار استخدام كنيد، پس يه زماني رو در طول هفته به اين كار اختصاص بديد. يه زماني كه بشينيد پشت صندلي و فقط به توليد ارزش براي مخاطبان‌تون فكر كنيد. حالا چه يه مطلب وبلاگي باشه يا يه ويدئوي آموزشي، هر هفته بايد يه چيزي منتشر كنيد.
در مورد شبكه‌هاي اجتماعي اين كارو بايد هر روز انجام بديد. يه سري اطلاعات بدرد بخور، يه لينك مفيد و يا يه نقل قول جالب رو به اشتراك بگذاريد. كاري كنيد كه مخاطبان‌تون بخندن، بهشون آموزش بديد يا اينكه براشون الهام بخش باشيد. اينكارو ادامه بديد تا وقتي مي‌خوان يه چيزي بخرن، اولين كسي كه به ذهن‌شون مياد شما باشيد.
درگيرانه كردن محتوا به اين معني نيست كه اونها رو چالشي و غلط انداز كنيد تا همه توجه‌ها رو جلب كنه.

در نهايت كاري كنيد كه محتوا‌ها درگيرانه باشن. «درگيرانه بودن» هم يه واژه‌اييه كه درست فهميده نشده. درگيرانه بودن يعني اينكه صداقت داشته باشيد و نشون بديد كه براي وقت كاربر ارزش قائليد. نشون بديد كه به خودشون، نظرات و مشكلات‌شون علاقه‌منديد.
در نهايت مردم از كساني خريد مي‌كنن كه دوست‌شون دارن. اگه دوست‌تون داشته باشن بهتون اعتماد مي‌كنن و اگه بهتون اعتماد كردن شما رو استخدام مي‌كنن. البته فقط در شرايطي شما رو دوست دارن كه نشون بديد واقعا بهشون علاقه‌منديد و مي‌خواييد كمك كنيد.
كلا وقتي در مورد بازاريابي حرف مي‌زنيم، همه دنبال يه سري راه‌حل‌هاي فوري فوتي مي‌گردن. من نميدونم يه همچين چيزي وجود داره يا نه، اما بازاريابي اين روزها يعني صرف زمان و ثبات توي انجام درست كار. حالا آيا اين كاريه كه شما هم تصميم داريد انجام بديد؟


حرف آخر


مطالبي كه ما مي‌نويسيم درواقع يك سري مشاوره‌هاي رايگان هستن براي شما كه ميخواييد كسب و كار ديجيتالي‌تون رو توسعه بديد. اگه مي‌خواييد هميشه در جريان آخرين مطالب نوشته شده قرار بگيريد، مي تونيد به جمع ۵۱۵۰+ مشترك ما بپيونديد و اين مشاوره‌هاي رايگان رو هر چند هفته يه بار توي ايميل‌تون دريافت كنيد. ضمنا ما هم مثل شما از اسپم متنفريم.

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: استراتژي محتوا
برچسب‌ها: استراتژي محتوا،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

 

استراتژي محتوا و انتخاب رسانه‌هاي اجاره‌اي

 
استراتژي محتوا و انتخاب رسانه

مارك بونچك، بنيان‌گذار شركت thinkORBIT است كه در حوزه‌ي نزديك‌ كردن بيشتر مشتريان به شركت‌ها و تقويت ارتباط شركت‌ها با مشتريانشان فعاليت مي‌كند. شركت‌هاي Adobe و امريكن اكسپرس و Verizon نمونه‌هايي از مشتريان خدمات او هستند.

مارك بونچك، در نوشته‌ي اخيرش كه توسط Harvard Business Review منتشر شده است به بررسي انواع رسانه و استراتژي انتخاب رسانه پرداخته است. اگرچه نگاه او بيشتر به فضاي آنلاين بوده، اما ايده‌اش براي ارزيابي رسانه‌هاي مختلف، بسيار جذاب و آموزنده است.

تمرين:

يك سازمان يا برند مطرح داخلي يا خارجي را انتخاب كنيد.

رسانه‌هاي انتخاب شده توسط اين سازمان را بررسي كنيد.

اين سازمان، كداميك از سه گروه فوق را انتخاب كرده‌ است؟ (شايد هم هر سه گروه را انتخاب كرده باشد)

در چند سطر، كاركرد هر يك از رسانه‌هاي مورد استفاده آن مجموعه را تحليل كنيد.

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: استراتژي محتوا
برچسب‌ها: استراتژي محتوا،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

دقيق ترين تعريف از استراتژي محتوا چيست؟

  ۱۹ديدگاه استراتژي محتوا    
استراتژي محتوا چيست؟
استراتژي محتوا براي دوستان متمم، واژه‌ي تازه‌اي نيست. تاكنون به اندازه كافي مطالب عمومي در حوزه مديريت محتوا مطرح كرده‌ايم. زماني گفتيم كه «عصر محتوا» ايستگاهي جديد براي قطار توسعه است . از اين به بعد به شكلي دقيق‌تر به بحث استراتژي محتوا مي‌پردازيم. در اين نوشته به طور خاص، صرفاً تعاريفي را كه صاحب‌نظران در اين حوزه مطرح كرده‌اند بررسي مي‌كنيم.

از حدود سال ۱۹۹۰، اصطلاح «استراتژي محتوا» به صورت جدي رواج يافته است. راشل لاوينگر در كتاب «استراتژي محتوا: فلسفه اطلاعات»، بحث استراتژي محتوا را به نوعي، يك طراحي خلاقانه براي معماري اطلاعات مي‌داند. به شكلي كه ساختماني زيبا و جذاب و كاربردي، از محتواي قابل استفاده و در دسترس بنا شود. نخستين و ساده‌ترين تعريف‌هاي استراتژي محتوا، اين حوزه را به فضاي وب محدود ديدند.

روبرت اشتريبلي، استراتژي محتوا را كشف و جمع آوري، ايده پردازي، اجرا و نگهداري همه انواع اطلاعات ديجيتال (شامل لينك، برچسب، ويدئو و …) مي‌داند. مارك اوبراين، در كتاب «وبسايتي كه كار مي‌كند [يا شايد بهتر باشد ترجمه كنيم: وبسايتي كه به درد مي‌خورد!]» استراتژي محتوا را تا اين حد ساده و فني تعريف مي‌كند: داشتن برنامه براي اضافه كردن محتواي تخصصي منحصر به فرد و قابل فهرست شدن در موتورهاي جستجو به صورت منظم.

كريستنا هالوورسون كه از مطرح‌ترين افراد در حوزه استراتژي محتوا است، استراتژي محتوا را چنين تعريف كرده است:

برنامه ريزي براي توليد، تحويل (رساندن به دست مخاطب) و مديريت محتواي مفيد و كاربردي.
مارگوت بلومشتاين كه شركت او را در قسمت سايت‌هاي آموزنده در حوزه‌ي استراتژي محتوا معرفي كرديم، تعريف مشابهي دارد كه كمي كامل‌تر از تعريف هالوورسون است:

استراتژي محتوا قرار است محتواي مناسب و مفيد و كاربردي متناسب با «يك تجربه خاص» را توليد و گردآوري كرده و آنها را تحويل مخاطب داده و مديريت كند.
نكته‌اي كه بلومشتاين روي آن تاكيد دارد بحث «توجه به فضا و تجربه» است. اينكه محتوا براي چه فضايي و چه برندي و چه مخاطبي توليد مي‌شود و نهايتاً قرار است چه تجربه‌اي براي او ايجاد كند. حتي در يك پلتفرم مشخص هم، تجربه‌هاي مختلفي را مي‌توان ايجاد كرد. ممكن است در يك صفحه فيس بوك،‌ من و شما بخنديم و لذت ببريم. اما با ورود به صفحه‌ي ديگري در همين شبكه اجتماعي، احساس كنيم وارد يك محيط آموزشي شده‌ايم.

مايكل برنر از شركت SAP، همين فضا را با ادبيات متفاوتي تعريف كرده است:

استراتژي محتوا، تعريفي كاملاً متفاوت از روش سنتي بازاريابي است كه در آن، با ايجاد و مديريت منابع مناسب، جرياني پيوسته از محتوا همسو با نيازهاي خريدار در كليه مراحل خريد، به او ارائه مي‌شود.
شايد تاكيد بر تعريف راهل بيلي هم اينجا مفيد باشد. او به ما يادآوري مي‌كند كه استراتژي محتوا، نه ربطي به فضاي وب دارد و نه هيچ كار تكنيكال و فني ديگر. بلكه الگويي براي مديريت و فكر كردن است و متخصصان اجرايي چه در وب و چه در ساير رسانه‌هاي ارتباطي، عملاً مجري استراتژي محتوا هستند:

در بحث مديريت محتوا، وقتي از استراتژي محتوا حرف مي‌زنيم،‌ با قسمت برنامه‌ ريزي آن كار داريم. محتوا بايد در تمام طول عمر خود مديريت شود. همچنين بايد دائماً با هدف‌هاي كسب و كار و تحليل‌هاي مرتبط با آن،‌ همسو شود. استراتژي محتوا در مورد تمام مراحل مرتبط به زندگي يك محتوا نظر مي‌دهد و بر روي آن تاثير دارد. ايده‌هاي اوليه آن، توليد و توسعه آن، ارائه آن،‌ ارزيابي آن و در نهايت حذف و كنار گذاشتن آن. استراتژي محتوا مشخصاً هم ارز جنبه‌هاي اجراي فني آن نيست.
ما در متمم، ضمن توجه به تمام تعاريف بالا، نگرش مايكل برنر از SAP را كه به صورت مختصر در فوربس مطرح مي‌كند  را از فضاي فني دورتر و به فضاي استراتژي كسب و كار نزديك‌تر ديديم:

مدل ذهني، فرهنگ و رهيافتي كه در آن، تلاش شود اطلاعاتي كه مشتري نياز دارد در همه‌ي محل‌هايي كه او به دنبال آنها مي‌گردد در كليه‌ي مراحل خريد، مديريت محتوا ناميده مي‌شود. اين شيوه، يك نوع نگرش استراتژيك براي مديريت محتوا به عنوان يك دارايي است. مديريت به شيوه‌اي كه نرخ بازگشت سرمايه آن به صورت عددي و قابل سنجش، مشخص باشد.
البته، اين تعريف هم جنبه‌هاي ديگري را ناديده گرفته است. به عنوان مثال، زماني كه يك شخص مشهور،‌ به استراتژي محتوا به عنوان ابزاري براي برندسازي نگاه مي‌كند.

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: استراتژي محتوا
برچسب‌ها: استراتژي محتوا،
[ ۱ ]


آخرین مطالب