آخرین مطالب
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

روندهاي بازاريابي ديجيتال در سال 2015
بازاريابي ديجيتال يك صنعت آني و نامنظم است كه به سرعت در حال پيشرفت و تغيير است. اگر لحظه‌اي در اين مسير تعلل كنيد و نتوانيد خود را با روندهاي فعلي وفق دهيد ديگر نبايد به موفقيت فكر كنيد، بنابراين شما بايد روندها و استراتژي‌هاي روز را شناسايي كرده و آن‎‌ها را در ذهن نگه داريد…
 
Digital-Marketing
تلفن همراه
همواره از اهميت تلفن همراه، بهينه‌سازي تلفن همراه، تبديلات تلفن همراه و غيره مي‌شنويم، بنابراين آن نمي‌تواند اغراق‌آميز باشد. دستگاه‌هاي تلفن همراه و اعتياد جمعي ما به آن‌ها نشان دهنده عصر بازاريابي مدرن است. در اين مقاله نمي‎‌خواهيم به صورت طولاني در مورد اهميت تلفن همراه صحبت كنيم، تنها هدف اين بود كه به شما يادآوري كنيم كه تلفن همراه يك يك وسيله جمعي است و بايد يك اولويت براي بازاريابان باشد.
 
تعاملات اجتماعي
به اندازه كافي از اهميت و قدرت شبكه‌هاي اجتماعي شنيده‌ايد. براي سايت‌هاي تجارت الكترونيك و ساير سايت‌هايي كه به دنبال سرنخ‌هاي فروش هستند، شبكه‌هاي اجتماعي يك فرصت رو به رشد براي بهبود نرخ تبديلات است و فرصت‌هاي جديد را فراهم مي‌كند.
 
روش‌هاي پرداخت جديد در حال افزايش است.
با ظهور كارت‌هاي اعتباري EMV(اكتبر 2015) عموم مردم با تجارب جدبد روش‌هاي پرداخت مواجه خواهند شد. اين تغييرات اثر موج‌داري در پرداخت و تجارت الكترونيك سايت‌هاي آنلاين خواهد داشت.
 
تبليغات پرداخت
چه بخواهيد چه نه، بايد براي تبليغات پرداخت كنيد، موافقم كه تبليغات به ازاي كليك در حال مرگ هست اما اشكال جايگزين براي اين نوع تبليغات به زودي ابداع خواهند شد.
 
اتوماسيون بازاريابي
اتوماسيون بازاريابي چيز جديدي نيست، با اين حال در سال جديد بيشتر از هميشه مورد توجه خواهد بود. اتوماسيون بازاريابي در حال حاضر براي هر بازارياب به اندازه كافي مقرون به صرفه است. در حال حاضر اتوماسيون بازاريابي به يك نياز براي هر كسب‌وكار كه مي‌خواهد در رتبه‌ي بالايي باشد تبديل شده است.
 
محتوا بيشتر از هميشه لازم خواهد بود
محتوا به عنوان پادشاه بازاريابي ديجيتال در نظر گرفته مي‌شود، آن همواره مهم بوده در سال جديد مهم‌تر نيز خواهد بود. بنابراين همواره به سازندگان محتوا از جمله نويسندگان، توسعه دهندگان، توليد كننده‌هاي ويدئو، پادكست و غيره نياز خواهد بود. نوشتن مهارت بسيار بزرگي است اگر شما دانش ايده‌آل را در موضوعي كه در موردش مي‌نويسيد داشته باشيد.
 
توقف اتكا به گوگل
گوگل بيش از يك دهه است كه به همه چيز در دنياي ديجيتال تسلط پيدا كرده است، اما ممكن است اين تسلط كمتر شود. ما به بازاريابان ديجيتال توصيه مي‌كنيم كه كمتر به گوگل تكيه كنند و به شكل‌ مستقيم‌تري با بازار هدف خود تعامل داشته باشند.
 
بهينه‌سازي تبديلات
اگر بهينه‌سازي نرخ تبديلات در بودجه 2015 شما نيست، من پيشنهاد مي‌كنم كه دوباره نگاهي به تعريف آن بيندازيد. بهينه‌سازي نرخ تبديل فرآيندي است كه تعداد بازديدكنندگان سايت كه تبديل به مشتري شده‌اند و يا خريد كرده‌اند را به حداكثر مي‌رساند. با درك كاربران و تغييرات تست تقسيم در يك وب‌سايت، بازاريابان مي‌توانند تشخيص بدهند كه چه عناصري در يك صفحه وب‌سايت يا صفحه فرود بيشترين تعداد تبديل را توليد خواهد كرد.
 
نتيجه:
ليست بالا كمي تهديدآميز است، اما با وجود ترس شجاعانه به جلو برويد. من توصيه نمي‌كنم كه چشم‌هاي خود را ببنديد و وارد فضاي بازاريابي ديجيتالي شويد كه بيش از حد بي‌ثبات است، با اين حال توصيه مي‌كنم با احتيا جلو برويد. شما هرگز صعود نخواهيد كرد تا زماني كه سعي كنيد

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت

 


موضوعات مرتبط: بازاريابي ديجيتال
برچسب‌ها: بازاريابي ديجيتال،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

راه‌هايي براي ايجاد تغييرات بازاريابي در سال 2015

آيا فكري براي تغيير بازاريابي ديجيتال خود براي سال آينده داريد؟ اتفاقات و تغييرات بزرگي در سال آينده رخ خواهد داد، به خصوص در فضاي بازاريابي ديجيتال. توجه به روندهاي زير شركت شما را در سال آينده براي ارتباط با مصرف‌كنندگان از طريق رسانه‌ها و كانال‌هايي كه آن‌ها ترجيح مي‌دهند كمك خواهد كرد.

1) استفاده از تلفن‌هاي همراه و تبلت بيشتر و بيشتر خواهد شد.
مطالعات نشان مي‌دهند تا سه سال ديگرحدود 90 درصد استفاده از اينترنت از طريق گوشي‌هاي تلفن همراه خواهد بود. بنابراين اگر سايت شما به خوبي در اين دستگاه‌ها نمايش داده نشود، شما فرصت را براي ارتباط با مشتريان از دست خواهيد داد. تمام رسانه‌هاي كمكي خود از قبيل صفحات وب، اينفوگرافيك‌ها و كليپ‌هاي ويدئويي خود را مناسب دستگاه تلفن همراه طراحي كنيد. گسترش استفاده از تلفن‌هاي همراه باعث خواهد شد بسياري از افراد از اپليكيشن‌ها استفاده كنند بنابراين بايد سايت و منايع آنلاين را براي تلفن‌هاي همراه طراحي كنيم.
 
2) ويدئوها بسيار بيشتر از متن مورد توجه قرار خواهند گرفت.
استفاده از ويدئو در چند سال اخير رواج بسيار زيادي در سراسر فضاي مجازي داشته است به طوري‌كه امروزه حدود 50 درصد از جستجوهاي گوگل در آمريكا جستجوهاي ويدئويي است و روزانه حدود سه ميليارد فيلم در سايت يوتيوب مشاهده مي‌شود. اين رشد هم‌چنان در سال آينده نيز ادامه خواهد داشت.
 
3) استفاده از طنز در محتوا باعث ويروسي شدن آن خواهد شد.
طنز در حال حاضر به دنبال ويروسي شدن است، اما آن معمولا به روش‌هاي غير حرفه‌اي استفاده مي‌شود. بازارياباني كه مايل به دريافت توجهات بسيار هستند بايد در محتواي خود اين استراتژي را به كار گيرند.
مردم كنوني افرادي هستند كه دوست دارند در مورد خريدهاي‌شان تحقيق كنند. مطالعات نشان مي‌دهند حدود 50 درصد از آن‌ها از چهار منبع و يا بيشتر قبل از تصميم‌گيري اطلاعات جمع‌آوري مي‌كنند. آن‌ها بيشتر احتمال دارد كه به طنز و شفافيت پاسخ بدهند. كسب‌وكارهاي كوچك و متوسط به ويژه مي‌توانند از اين روند بهره‌ي بهتري ببرند.
 
4) ايجاد يك تجربه مشتري
در حال حاضر كمپين‌هاي بازاريابي محتواي بسياري از شركت‌ها كمي پيچيده و پراكنده است. آن‌ها معمولا فيسبوك، توئيتر، وب‌سايت شركت، پينترست و غيره را به كار مي‌گيرند. بازاريابان هوشمند در سال آينده بايد روي ايجاد يك تجربه مشتري سازگار در تمام كانال‌ها تمركز مي‌كنند.
 
5) بازاريابي شخصي‌سازي‌شده
مصرف‌كنندگان عصر حاضر براي وفادارشدن به دنبال رويكردهاي شخصي‌سازي شده هستند. آن‌ها انتظار دارند كه با هر كدام‌شان به عنوان  يك فرد مستقل برخورد شود و نيازهاي شخصي آنان در نظر گرفته شود. اين انتظارات با گذشت زمان بسيار زياد خواهد شد و به لطف تكنولوژي‌هاي اجتماعي و فرآيندهاي فناورانه، انتقال پيام به مصرف‌كننده مبتني بر ذائقه و سليقه مصرف‌كنندگان خواهد بود.

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي ديجيتال
برچسب‌ها: بازاريابي ديجيتال،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

جايگاه بازاريابي ديجيتال در اذهان مديران بازاريابي

افزايش كاربرد رسانه‌هاي ديجيتال، باعث انجام سرمايه‌گذاري گسترده بسياري از شركت‌ها در حوزه بازاريابي ديجيتال شده است. اهميت رو به رشد رسانه‌هاي ديجيتال، بازاريابي و تجارت ديجيتال منجر به ارتقاي نقش مديران ارشد بازاريابي به عنوان استراتژيست، مبتكر و مخاطبان خدمات مشاوره‌اي و تكنولوژيك شده است. 
سرمايه‌گذاري‌هايي كه مشتريان را به سمت شبكه‌هاي ديجيتال سوق مي‌دهند
كاربرد روز افزون ابزار‌ها و رسانه‌هاي ديجيتال كسب‌و‌كار‌هاي مختلف را از نظر به‌روزرساني استراتژي‌هاي بازاريابي تحت فشار قرار مي‌دهد. بزرگسالان آمريكايي اكنون زمان خود را بيش از تماشاي تلويزيون صرف استفاده از ابزارها و رسانه‌هاي ديجيتال مي‌كنند. تا سال 2014 ميلادي تعداد تلفن‌هاي همراه بيش از جمعيت جهان خواهد بود. اين روند نبردي را براي جلب توجه مشتريان به‌منظور افزايش ميزان فروش، تعامل و خدمت رساني به همراه داشته است. اين نبرد به نوبه خود منجر به افزايش چشمگير هزينه‌هاي بازاريابي شده است. بازاريابي ديجيتال مجموعه‌اي از فرآيندها و سيستم‌هايي است كه كسب‌و‌كار‌ها به كمك آنها به تعامل با مشتري از طريق شبكه‌هاي ديجيتال نظير وب و تلفن همراه پرداخته و در نهايت ارزيابي، مديريت و بهينه‌سازي مي‌كنند. فعاليت‌هاي بازاريابي ديجيتال شامل طراحي خلاقانه، ايجاد محتوا و مديريت و بازاريابي اتوماتيك، تجزيه و تحليل مشتري و كمپين، تجارت الكترونيك، وب، جست‌و‌جو، پست الكترونيكي و بازاريابي اجتماعي و بازاريابي از طريق شبكه تلفن همراه است.
بودجه اختصاص داده شده شركت‌هاي بزرگ توليدكننده كالاهاي مصرفي عمده نشان‌دهنده اهميت شبكه‌هاي ديجيتال امروزي است. براي نمونه شركت Unilever سال گذشته بودجه تبليغات ديجيتال خود را به ميزان 40 درصد افزايش داد. حدود 35 درصد بودجه اختصاص داده شده اين شركت به ايالات‌متحده از آن حوزه ديجيتال بود. شركت P&G حدود يك سوم بودجه خود را در اين كشور صرف سرمايه‌گذاري در رسانه‌هاي ديجيتال مي‌كند. سهم چشمگيري از اين هزينه‌ها صرف رسانه‌ها و بخشي ديگر مرتبط با بازاريابي و فعاليت‌هاي تبليغاتي و خدماتي مي‌شود كه نياز به اشتراك الكترونيك دارند.
به‌طور كلي هزينه‌هاي بازاريابي ديجيتال در حال حاضر رقمي بيش از 2 درصد درآمد شركت‌ها را شامل مي‌شود و انتظار مي‌رود تا انتهاي سال 2013 تا 9 درصد افزايش يابد. اين در حالي است كه هزينه‌هاي فناوري اطلاعات 3 درصد درآمد كل بوده و تغيير چنداني نكرده است. 
بازاريابي ديجيتال نقش مديران بازاريابي را تغيير مي‌دهد


افزايش اهميت شبكه‌هاي ديجيتال نقش مديران بازاريابي را به نقشي استراتژيك تبديل مي‌كند. ارتقاي ميزان ارزيابي پذيري اين شبكه‌ها مسووليت مديران بازاريابي را افزايش داده است و همين نكته از دلايل عمده افزايش دو برابري ميزان تصديگري مديران بازاريابي از سال 2006 ميلادي بوده است. مديران بازاريابي به مهم‌ترين خريداران فناوري تبديل شده‌اند. و اغلب به‌دليل مشاركت روساي هيات‌مديره در اين امر نياز به اين استراتژي‌ها و خدمات عمليات‌گراي رشد داشته است. اين مسائل و چالش‌ها عبارتند از: 
شكل‌گيري استراتژي: در حال حاضر بازاريابي ديجيتال يكي از محور‌هاي اصلي شكل دهي استراتژي در بخش‌هاي مختلف از تجارت الكترونيك تا رسانه‌ها و محصولات عرضه‌كننده سرگرمي براي مشتريان است. در بخش‌هاي مختلف، استراتژي به جزء جدايي‌ناپذير بازاريابي ديجيتال تبديل شده است.
بازسازي عمليات: سرعت تكامل رسانه‌ها و ابزارهاي ديجيتال مستلزم چابكي عملياتي و مدل‌هاي هدايتي جديد است.
مهارت تجزيه و تحليل و مسووليت‌پذيري عملياتي: گسترش كانال‌هاي جديد، تكنيك‌هاي بازاريابي و روش‌هاي تحليلي داده‌هاي بزرگ انتظارات جديدي را براي كسب تخصص در تجزيه و تحليل و ارزيابي عملكرد به وجود آورده است.
طراحي مجدد سازمان ها: حركت به سوي دنياي ديجيتال مرزهاي موجود ميان بازاريابي و فروش را از بين برده است. سازمان‌هاي بازارياب به‌طور فزاينده‌اي مسووليت درآمد، خطوط گزارش دهي و سيستم‌هاي انگيزش را به عهده دارند.
ايجاد زيرساخت‌هاي فناوري: موفقيت مديريت بازاريابي يك سازمان به يك زير ساخت كيفي با تكنولوژي بالا و تطبيق‌پذير نياز دارد.
 
سرمايه‌گذاري در بخش فناوري‌هاي مرتبط با بازاريابي ديجيتال


براي پاسخگويي به تقاضاهاي روزافزون بازاريابي ديجيتال نظير مديريت كمپين، نظارت بر رسانه‌هاي اجتماعي، تقسيم‌بندي مشتريان و ابزارهاي تحليل شركت‌هاي عرضه‌كننده نرم‌افزار، سرمايه‌گذاري‌هاي بيست ميليارد دلاري جهت خريد و تصاحب شركت‌هاي توليدكننده نرم‌افزارهاي بازاريابي ديجيتال انجام داده‌اند. 
به‌منظور همگام سازي تكنولوژي با نقش مديران بازاريابي، بازاريابي و آژانس‌هاي تبليغاتي بايد قابليت‌هاي تكنولوژيك خود را از طريق مشاركت در فعاليت‌هاي مشاوران فناوري اطلاعات يا خريد سهام آنان ارتقا دهند.
Publicis و Omnicom دو گروه بزرگ بازاريابي و تبليغاتي هستندكه به تازگي اعلام كرده‌اند، تصميم دارند خدمات بازاريابي بهتري ارائه دهند و با غول‌هاي ديجيتالي نظير گوگل رقابت موثرتري را آغاز كنند. مديران بازاريابي و هيات‌مديره شركت‌ها و سازمان‌ها امروزه فعاليت‌هاي مشترك و همكاري بيشتري را به‌منظور كسب اطمينان از تطبيق پذيري استراتژي بازاريابي و استراتژي فناوري انجام مي‌دهند.
 با كم رنگ‌تر شدن مرز‌هاي بين استراتژي و استراتژي ديجيتال، استراتژيست‌ها بايد درك بهتري از تاثيرات شبكه‌هاي ديجيتال و تحليل بر تمامي قسمت‌هاي كسب‌و‌كار داشته باشند. اين گروه بايد همكاري‌هاي گسترده‌اي با مديران بازاريابي و هيات‌مديره سازمان داشته باشند و بدانند كه شبكه‌هاي ديجيتال با داده‌هاي غني در نهايت موجب سهولت در ارزيابي تصميم‌گيري‌هاي استراتژيك مي‌شوند. 

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي ديجيتال
برچسب‌ها: بازاريابي ديجيتال،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

يادگيري از دنياي جنگ براي پيروزي در دنياي بازاريابي
 
معادلات تجاري حاكم بر جهان امروز ما، مرزهاي خدمت رساني و استراتژي‌هاي تدافعي را در نورديده و متمركز بر يورش ‌و به مبارزه طلبيدن است، چرا كه فرو رفتن در لاك دفاعي نتيجه‌اي جز تحمل شكست و حذف از دنياي بي‌‌رحم و پيچيده رقابت را به دنيال نخواهد داشت. خوب يا يد، امروز زبان تهاجم و عطش سيري‌ناپذير پيروزي و روحيه جنگجويي، زبان مسلط بر دنياي تجارت است. مي‌دانيم كه دنياي تجارت، امروزه بيشتر از هر زمان ديگر وابسته به وجود مغزهاي شورش‌گر، متفكر و فرماندهان عمل‌گراي شايسته در ميدان نبرد است  كه با جسارت و روحيه تهاجمي خود هدايت بازار و ابتكار عمل در آن را به دست ‌گيرند. جنگ جهاني اول به عنوان يكي از اولين جنگ‌ها در ابعاد جهاني، نكاتي فراوان براي يادگيري دارد كه در ادامه به آن مي‌پردازيم:
جنگ جهاني اول، جنگي براي پايان جنگها
جنگ جهاني اول كه با نام جنگ بزرگ نيز شناخته مي‌شود در زمره‌ي نخستين نبردهاي جهاني قرار دارد كه حدود ۴ سال، مناطق بسياري را درگير خود ساخت و تلفات بسياري برجاي گذاشت. جنگ جهاني اول نتايج جهاني بسياري بر جاي گذاشت و موجب قدرت گرفتن بلوك شرق به ويژه شوروي كمونيستي شد. جنگ جهاني، به بهانه قتل وليعهد اتريش در يوگسلاوي شعله‌ور شد. اين جنگ ناشي از رقابت‌هاي نيم قرن گذشته بين دول استعمارگر اروپايي بود  كه بر سر تصرف سرزمين‌هاي بيشتر در مقابل هم صف آرايي كردند. در مجموع ۳۵ كشور درگير اين جنگ خانمانسوز و در عين حال عبرت آموز شدند، جنگي كه اروپا را به آتش و خون كشيد. اشتباهات استراتژيك جنگ سالاران در اين نبرد، نكات آموزنده ي فراواني دارد. اشتباهاتي كه نبايد از اهالي كسب و كار سر بزند، چرا كه هزينه هاي بسياري روي دستمان خواهد گذاشت.
 پس از سالها گذشت از وقوع جنگ جهاني اول، هنوز هستند رهبراني كه در دنياي كسب و كار اهداف بيهوده و باطل را دنبال مي كنند. در ادامه مي‌آموزيم كه چگونه اشتباهات رهبران ارتش در جنگ جهاني اول را در دنياي كسب و كار تكرار نكنيم. و به موفقيت پايدار دست يابيم.:
۱٫ قبل از شروع نبرد، دو بار فكر كنيم.
در سوز گرماي تابستان ۱۹۱۴ و نخستين سال جنگ جهاني اول، آتش بسي غيررسمي و موقت ميان سربازان آلمان و بريتانيا به مناسبت كريسمس شكل گرفت. هرچند كه ميان مردم، سردمداران ارتش، سياستمداران و حتي اقتصاددانان براي پايان جنگ اتفاق نظر وجود داشت، اما آغاز اين جنگ آسان ولي پايان دادن به آن بسيار دشوار بود. بنابراين اين آتش‌بس ديري نپاييد. اين جنگ بسيار گرانتر از آنچه تصور مي‌شد تمام شد. با فرارسيدن سال نوي ۱۹۱۶ ميلادي، تصميم‌گيرندگان كه ملتهاي‌شان را درگير اين جنگ خانمان‌سوز كرده بودند، سرخورده از كرده خود سعي داشتند تا جنگ را به پايان رسانند.
بنابراين اگر قرار است تا وارد جنگ هاي فرسايشي بر سر قيمت شده و يا  با رقبايتان درگير شويد، دست ‌كم دو بار به عواقب عمل خود فكر كنيد و كليه جواب آن را بسنجيد و مورد تحليل قرار دهيد. اطمينان يابيد كه برنامه‌ي رقابتي‌تان متناسب با استراتژي كسب و كارتان باشد و از اراده خود و منابع در اختيارتان براي پايداري در مبارزه مطمئن شويد و نكته مهم‌تر آنكه اگر به طور ۱۰۰ درصد از عمل خود مطمئن نيستيد، هرگز خود را درگير مبارزات رقابتي نكنيد. در واقع، تحليل درست موقعيت و اقدام متفكرانه، يكي از اساسي‌ترين مهارتهايي است كه به آن توجه چنداني نمي‌شود.  ارتشي‌ها در سراسر جهان عموماً زمان زيادي را صرف آموختن مفاهيم فرماندهي و   ديگر مفاهيم عملياتي مي‌كنند. اما بر اساس تحقيقات انجام گرفته، اغلب برنامه‌ها و عمليات ميداني به دليل ناديده گرفتن تحليل موقعيت با شكست مواجه مي شوند. براي مثال؛ علت بسياري از ناكامي‌ها در ميدان نبرد به دليل عدم تحليل درست جبهه جنگ، عدم توجه به ذخاير و سازو برگ دشمن، ناديده گرفتن محركهاي سياسي و اقتصادي و ديگر عوامل كلان و….. است.
اين مسئله در بازاريابي نيز به كرات به چشم مي‌خورد. در بسياري از موارد ايرادي متوجه اجرا نيست و عوامل اجرايي را نمي‌توان مقصر ناكامي‌ها دانست، بلكه عامل اصلي شكست در بسياري از موارد عدم بهره‌گيري از روشهاي تحليلي، هوشمندي و تحقيقات اوليه بازار است. براي مثال؛ ممكن است در انتخاب بازار هدف و مخاطبان، نياز سنجي اوليه، شناسايي رقباو يا حتي قيمت ‌گذاري اوليه دچار اشتباه شده باشيم. در برنامه‌ريزي هاي خود از ماتريسهاي شناخته شده تحليل موقعيت نظر ماتريس TOWS (تهديدات-فرصتها-نقاط ضعف و نقاط قوت) استفاده كرده و به موسسات معتبر تحقيقات بازار رجوع كنيد.

۲٫ داشتن استراتژي مزيتي كليدي است، به شرطي كه استراتژي درستي را برگزيده باشيد.
 ارتش آلمان از همان روزهاي آغازين جنگ، برنامه‌اي براي وارد كردن ضرباتي مهلك به قواي دشمن داشت. اين كشور راهبردي جامع و متفكرانه براي موفقيت خود طراحي كرده بود كه از آن با عنوان برنامه‌ي شليفن ياد مي‌شود. آلمانها به عنوان دولتي توسعه طلب كه از مورد حمله واقع شدن هراس داشت، استراتژي شليفن را به مورد اجرا گذاشت.با اين حال برنامه‌ي شليفن علي‌رغم جامعيت و سنجيدگي آن، در عمل با شكست مواجه شد و استراتژي آلمان ناكام ماند. آلمان سرانجام پس از مدتي در حالي شكستي مفتضحانه خورد كه با كابوس جنگ در دو جبهه مواجه شده بود. بنابراين با آنكه طراحي و بكارگيري برنامه‌هاي استراتژيك مي‌تواند سودمند باشد، اما شرط سودمندي استراتژيها و تبديل آنها به مزيت رقابتي سازمان اين است كه از ابتدا استراتژي مناسب و درستي را در پيش بگيريم .

۳٫ ريسك‌پذيري بدون آينده‌نگري محكوم به شكست است.
 برنامه اصلي آلمان ها براي پيروزي در جنگ، در هم شكستن ارتش فرانسه بود كه البته تحقق آن مستلزم وجود يك شرط اساسي بود: شكست بي‌طرفي بلژيك در جنگ. به همين سبب سربازان آلمان براي مقدمه حمله به فرانسه، وارد بلژيك بي‌طرف شدند. انگليس كه خود را حامي استقلال بلژيك مي‌دانست از اين اقدام آلمان برآشفته شده و عليه آلمان وارد جنگ شد. البته آلمان از قبل فكر مي‌كرد كه شايد اين اقدامش موجب ورود امپراتوري بريتانيا به جنگ شود، اما رهبر آلمان اين ريسك را به جان خريد و اما تاوان سختي بابت آن داد، چرا كه آينده‌ي اين اقدام خود را در نظر نگرفته بود.
پس از يك قرن از جنگ جهاني اول، همگي صاحبنظران علوم كسب و كار از ضرورت ريسك پذيري حساب شده در پيشبرد اهداف سازمان دفاع مي كنند. اما نكته‌اي كه المان بدان توجه نداشت، تأكيد صرف بر داده ها و اطلاعات و احتمالات علمي و عدم التفات به عناصر انسان بود.
فراموش نكنيم كه ما با انسانها و عواطف انسان سروكار داريم، و انسان ذاتاً موجودي پيش‌بيني ناپذير است. لذا آينده نگاري و برنامه‌ريزي بليت موفقيت در نبرد است. در بيشتر ارتش‌هاي مدرن جهان، قبل از هر گونه ماموريت نظامي، مانور و يا حتي تمرين‌ها و مشق‌هاي جنگي روزانه، ساعتها بلكه روزها صرف برنامه‌ريزي و آمادگي براي هر سناريوي ممكن مي‌شود. هر چند كه شايد بتوان خود را آماده‌ي رويارويي با هر سناريويي كرد، اما صرف زمان براي برنامه‌ريزي، به واكنش و يا پيشدستي سريع‌تر و سنجيده‌تر در مواجهه با سناريوي محتمل مي‌انجامد.
در مطالعه‌اي كه توسط محققان موسسه‌ي ماركتينگ پروفز انجام گرفت، مشخص شد كه   يكي از تفاوتهاي كليدي ميان بازاريابان نخبه و بازاريابان متوسط، در ميزان زماني‌است كه ايشان صرف  برنامه‌ريزي و اتخاذ استراتژي‌هاي لازم مي‌كنند. طبق يك قاعده كلي، بهتر است ۲۰ درصد از زمان خود را صرف برنامه‌ريزي و تدوين استراتژي‌هاي لازم كنيم.

۴٫ بردن جنگ به معناي بردن صلح نيست.
سر بسيل هنري هارت، مورخ نظامي و استراتژيست جنگي بريتانيايي نظريه‌اي مهم در تئوريهاي نبرد دارد. از ديدگاه او؛ هدف جنگ نه بردن جنگ بلكه بردن صلح است. بريتانيا در سال ۱۹۱۸ نه تنها در بردن صلح ناكام ماند، بلكه از آن درس هم نگرفت. پس از پايان جنگ يكي از سربازان بريتانيايي سرخوش از تمام شدن جنگ مي‌نويسد: «خدا را شكر كه همه چيز تمام شد و مي‌توانيم آسوده به خانه و زندگي خود برگرديم.» اما آلمانها هوشمند‌تر از انگليسي‌ها بودند و ۲۰ سال بعد توانستند بسيار آماده تر از قبل و در جنگي فاجعه آميز، اروپا را به زانو در آورند و انتقام سختي از شكست قبلي خود بگيرند. آلمانها از شكست قبلي خود درسهاي زيادي گرفته بودند. اين نكته بايد مورد توجه جدي فعالين كسب و كار باشد، چرا كه تكرار يك اشتباه مي‌تواند عواقبي جدي بدنبال داشته باشد. بنابراين خطر بزرگ نه شكست خوردن ، بلكه نياموختن از شكست‌هاست.

۵٫ ارتباطات، برنده ميدان نبرد را مشخص مي‌كند
 ناپلئون بناپارت نخستين امپراطوري فرانسه واز جمله مغزهاي  متفكر  نظامي‌گري، در نقل‌قولي معروف، راز جنگ را در ارتباطات مي‌داند. به همين ترتيب در دنياي تجارت نيز نمي‌توان اهميت برقراري ارتباط با مشتريان و تأثير اين روابط در امر فروش و كسب درآمد و نيز سودآوري و ارزش آفريني دو جانبه را انكار كرد.
در واقع اهميت ارتباطات در بازاريابي، موجب شد تا آميخته‌ي بازاريابي (همان۴Pمعروف) دستخوش تحولاتي شود، به گونه‌اي كه امروزه ۴P در مقابل ۴C قرار گرفته كه در آن مفهوم مصرف كننده به جاي محصول، مفهوم هزينه به جاي قيمت، مفهوم سهولت دسترسي به جاي محل توزيع و مفهوم ارتباطات به جاي ترويج؛ جايگزين شده است.

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي ديجيتال
برچسب‌ها: بازاريابي ديجيتال،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

توانمندسازي كاركنان بانك در تحقق بانكداري الكترونيك

 

   از آنجا كه منابع انساني باارزش‌ترين عوامل و مهمترين سرمايه اساسي هر بانك به شمار مي‌آيد، يكي از مؤثرترين راهكارهاي دستيابي به اهداف در شرايط رقابت شديد بانكها ، توانمندتر كردن كاركنان بانك است.آنچه كه در توسعه منابع انساني اهميت دارد اين است كه توانمندكردن كاركنان تنها با آموزش هاي تخصصي وفني كاركنان حاصل نمي شود، بلكه بايد از راههاي گوناگون به توسعه آموزش كاركنان پرداخت و دستيابي به اين مهم، جز با اعمال برنامه‌هاي دقيق و راهبردي، ودر حيطه مديريت منابع انساني بانكها، امكان‌پذير نخواهد بود.

انسجام در برنامه‌هاي توسعه منابع انساني نياز به توسعه برنامه‌هاي توانمندسازي كاركنان داردكه مديريت منابع انساني در بانك ها نقش بسزايي در تلفيق ، يكسان كردن وهماهنگي اين برنامه‌ها براي ارائه الگوي مناسب توانمندسازي كاركنان ايفا مي‌كند. به منظور دستيابي به اين هدف و كمك به مديران وبرنامه ريزان آموزشي در منابع انساني بانك ، در اين مقاله سعي شده است ضمن بررسي توانمندسازي،  شيوه هاي توانمندسازي كاركنان در جهت تحقق اهداف وبانكداري الكترونيك در بانك،راهكارهاي ارائه گردد .
 
بانكداري الكترونيك
با پديدارشدن كسب وكار الكترونيك وبانكداري الكترونيكي يكي از نتايج عمده گسترش اين فناوري در عرصه اقتصاد است.تعريف بانكداري الكترونيك،استفاده بانكها از اينترنت براي ارائه خدمات بانكي به مشتريان و استفاده مشتريان از اينترنت براي سازماندهي،كنترل و انجام تراكنش بر روي حسابهاي بانكي خود مي باشد .جهت تحقق بانكداري الكترونيكي نياز به زير ساختهايي است كه يكي از مهمترين آنها نيروي انساني مي باشد. با پيشرفت تكنولوژي ، لزوم استفاده از بانكداري الكترونيكي بيش از پيش احساس شد.بانكداري الكترونيك ،عبارت است ازفراهم آوردن امكاناتي براي كاركنان در جهت افزايش سرعت و كارايي آنها در ارائه خدمات بانكي در محل شعبه و سايرشعب وبين بانكي در سراسر دنيا وارائه امكانات الكترونيكي اعم از سخت افزاري و نرم افزاري به مشتريان كه  با استفاده از آنها بتوانند بدون نياز به حضور فيزيكي در بانك ، در هر ساعت از شبانه روز از طريق كانالهاي ارتباطِي ايمن و با اطمينان عمليات بانكي دلخواه خود را انجام دهند. خدمات بانكداري الكترونيك سه خطي كه لي(۲۰۰۲)معتقد بود مشتريان بانكها قادر به دريافت خدمات بانكداري مي باشند عبارتند از:
۱-اطلاع رساني:اين سطح ابتدايي ترين سطح خدمات بانكداري و الكترونيك است.
در اين سطح ،بانك،اطلاعات مربوط به خدمات و عمليات بانكي خود را از طريق شضبكه هاي عمومي يا خصوصي معرفي مي كند.
۲-تعاملي:اين سطح از خدمات بانكداري الكترونيك امكان انجام مبادلات بين سيستم بانكي و مشتري را فراهم مي آورد.ريسك اين سطح درخدمات بانكداري الكترونيك بيشتر از شيوه سنتي است و به ابزارهاي مناسبي براي كنترل دسترسي كاربران به شبكه بانك نياز دارد.
۳-تراكنشي: در اين سطح،مشتري قادر است با استفاده از يك سيستم امنيتي كنترل شده فعاليتهاي از قبيل صدور چك،انتقال وجه و افتتاح حساب را انجام دهد.اين سطح از خدمات بانكداري از بالاترين سطح ريسك برقرار است.
ويژگي ها خاص بانكداري الكترونيك عبارتند از:
.تراكنشي(مثل:انجام يك تراكنش مالي مثل انتقال حساب به حساب ،پرداخت قبض،انتقال سيستمي،درخواست وام يا يك حساب جديد و غيره…)-.ارائه و پرداخت قبوض الكترونيكي-.انتقال پول بين حساب جاري و پس انداز خود فرد يا به حساب مشتري ديگر-.خريد و فروش اوراق سرمايه گذاري
.غير تراكنشي(مثل صورتحساب آنلاين و گفتگو)
.صورتحساب هاي بانكي-.پشتيباني از مديريت مالي شخص-.انجام عمليات انتقال وجه بين بانكي
شاخه هاي بانكداري الكترونيك
بانكداري اينترنتي ، بانكداري مبتني بر تلفن همراه و فناوري هاي مرتبط با آن ، بانكداري تلفني ، بانكداري مبتني بر نمابر ، بانكداري مبتني بر دستگاه هاي خود پرداز ، بانكداري مبتني بر پايانه هاي فروش ، بانكداري مبتني بر شعبه هاي الكترونيكي ، بانكداري مبتني بردستگاه هاي كارتخوان
مزاياي بانكداري الكترونيك
۱-امكان دسترسي مشتريان به دريافت خدمات بانكي بدون حضور فيزيكي يا ارتباطات ايمن
۲-استفاده از اينترنت براي ارائه عمليات و سرويس هاي بانكي و اعمال تغييرات انواع حسابهاي مشتري
۳-ارائه مستقيم خدمات و عمليات بانكي جديد و سنتي به مشتري
ان از طريق كانال هاي ارتباطي متقابل الكترونيك
رابطه بين توانمندسازي و تحقق بانكداري الكترونيك
در عصر ارتباطات با توجه به پيشرفت تكنولوژي ، استفاده از اينترنت در كارهاي روزمره ، ارتباطات آنلاين، خدمات بانكداري اينترنتي ، موبايل بانكها وغيره ، بانكها شديد نياز به استفاده از اين ابزارها در كارهاي روزانه خود در مسير رقابت ، بازاريابي و ارائه خدمات هرچه بهتر به مشتريان مي باشند.به همين دليل استفاده از اين زير ساختها نياز به نيروي متخصص وزبده در جهت تحقق بانكداري الكترونيك دارد.با توجه به اينكه بكارگيري اين ابزار ها مختصه يك سطح نمي باشد ودر تمام سطوح مورد استفاده قرار مي گيرد ، تمامي كاركنان نياز به آموزش ويادگيري اين نوع ابزارهاي اعم از سخت افزاي ونرم افزاري مي باشد.توانمندسازي كاركنان بانك باعث مي شود كه يادگيري آنها آسان تر وسريعتر صورت بگيرد .با توانمند شدن كاركنان بانك ، اجراي بانكداري الكترونيك سريعتر ،دقيق تر و مطمن تر صورت مي گيرد تا هم اهداف بانك تحقق پيدا كند وهم رضايت مشتريان جلب شود.
 
 نتيجه گيري
توانمندسازي بايد از زاويه هاي مختلفي بررسي شود.بانكها بايدبا مفهوم توانمندسازي كاملا آشنا باشند تا بتوانند در جهت تحقق اهداف بانك ، اجرايي درست برنامه هاي خود وتوانمند كردن كاركنان پيش بروند.بيشتر مديران بانك تصور ميكنند كه با مفهوم توانمندسازي آشنا هستند در حالي كه تنها مديران محدودي با مفهوم وكاربرد آن آشنايي دارند. با پيشرفت تكنولوژي واستفاده از خدمات نوين بانكداري الكترونيك نياز به توانمندسازي كاركنان بيش ازپيش احساس مي شود. با توانمندسازي كاركنان ،مديران ميتوانند با تفويض اختيار به كاركنان توانمند كارهاي روزمره را به آنها واگذار نمايند.كاركنان توانمند با اجراي صحيح برنامه ها واهداف بانك واستفاده از ابزارهاي الكترونيكي كمك زيادي به مديران بانكها مي نمايند.به شرطي كه مديران بانك اهداف وبرنامه هارا براي كاركنان به صورت واضح بيان كرده باشندو ابزارهاي موردنياز جهت تصميم گيري همانند : اطلاعات و منابع در اختيار كاركنان قراربدهند،تا مديران بتوانند به كارهاي اساسي ومهم تر در جهت تحقق اهداف بانك ،رقابت،بازاريابي وغيره بپردازند.
با اجرايي فرايند توانمندسازي و آموزش كاركنان ،دستيابي به اهداف بانك آسان تر صورت مي گيرد.توانمندسازي به معني دادن قدرت به كاركنان نيست بلكه كاركنان به وسيله دانش وانگيزه خود قدرتمند مي شوند و در واقع توانمندسازي استفاده از اين قدرت در جهت تحقق اهداف مي باشد.توانمند كردن كاركنان يعني بكارگيري ظرفيت مضاعف ، اجراي صحيح برنامه ها وبكارگيري ابزارهاي پيشرفته در بانكداري مي باشد .بانكها در جهت توانمندسازي كاركنان خود بايد اقدامات زير را انجام دهند .مشاركت كاركنان در تصميم گيري ها ودادن اعتماد به نفس به آنها ، شناسايي موانع وعوامل ايجاد اين موانع وحف آنها، ايجاد فرصتهاي يادگيري و ارتقا كاركنان، برگزاري كلاسهاي آموزشي ضمن خدمت به صورت مستمر، آموزش وتفويض اختيار ، ايجاد انگيزه كاري ، فراهم آوردن ابزارها وتجهيزات اداري مناسب براي كاركنان ،توجه به آراستگي محيط كار،اجراي نظام پيشنهادات،غني سازي شغلي،ايجاد صميميت و رفاقت بين كاركنان، ارزيابي عملكرد كاركنان، برقراري ارتباط با مديران عالي بانك، تشويق واعطاي پاداش به كاركنان شايسته، دادن پست هاي تخصصي به افراد توانمندتر.

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي ديجيتال
برچسب‌ها: بازاريابي ديجيتال،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

 

بازاريابي ديجيتال نقش مديران بازاريابي را تغيير مي‌دهد؟

بازاريابي ديجيتال يك روش مهم براي ايجاد تعامل ميان مشتريان و شركت هاي مختلف به شمار مي رود و در اين ميان پيش بيني مي شود كه مايكروسافت تا پنج سال آينده يك پيشرو به حساب آيد.

افزايش كاربرد رسانه‌هاي ديجيتال، باعث انجام سرمايه‌گذاري گسترده بسياري از شركت‌ها در حوزه بازاريابي ديجيتال شده است. اهميت رو به رشد رسانه‌هاي ديجيتال، بازاريابي و تجارت ديجيتال منجر به ارتقاي نقش مديران ارشد بازاريابي به عنوان استراتژيست، مبتكر و مخاطبان خدمات مشاوره‌اي و تكنولوژيك شده است.

بودجه اختصاص داده شده شركت‌هاي بزرگ توليدكننده كالاهاي مصرفي عمده نشان‌دهنده اهميت شبكه‌هاي ديجيتال امروزي است. براي نمونه شركت Unilever سال گذشته بودجه تبليغات ديجيتال خود را به ميزان ۴۰ درصد افزايش داد. حدود ۳۵ درصد بودجه اختصاص داده شده اين شركت به ايالات‌متحده از آن حوزه ديجيتال بود. شركت P&G حدود يك سوم بودجه خود را در اين كشور صرف سرمايه‌گذاري در رسانه‌هاي ديجيتال مي‌كند. سهم چشمگيري از اين هزينه‌ها صرف رسانه‌ها و بخشي ديگر مرتبط با بازاريابي و فعاليت‌هاي تبليغاتي و خدماتي مي‌شود كه نياز به اشتراك الكترونيك دارند.
به‌طور كلي هزينه‌هاي بازاريابي ديجيتال در حال حاضر رقمي بيش از ۲ درصد درآمد شركت‌ها را شامل مي‌شود و انتظار مي‌رود تا انتهاي سال ۲۰۱۳ تا ۹ درصد افزايش يابد. اين در حالي است كه هزينه‌هاي فناوري اطلاعات ۳ درصد درآمد كل بوده و تغيير چنداني نكرده است. 
افزايش اهميت شبكه‌هاي ديجيتال نقش مديران بازاريابي را به نقشي استراتژيك تبديل مي‌كند. ارتقاي ميزان ارزيابي پذيري اين شبكه‌ها مسووليت مديران بازاريابي را افزايش داده است و همين نكته از دلايل عمده افزايش دو برابري ميزان تصديگري مديران بازاريابي از سال ۲۰۰۶ ميلادي بوده است. مديران بازاريابي به مهم‌ترين خريداران فناوري تبديل شده‌اند.
براي پاسخگويي به تقاضاهاي روزافزون بازاريابي ديجيتال نظير مديريت كمپين، نظارت بر رسانه‌هاي اجتماعي، تقسيم‌بندي مشتريان و ابزارهاي تحليل شركت‌هاي عرضه‌كننده نرم‌افزار، سرمايه‌گذاري‌هاي بيست ميليارد دلاري جهت خريد و تصاحب شركت‌هاي توليدكننده نرم‌افزارهاي بازاريابي ديجيتال انجام داده‌اند. 
به‌منظور همگام سازي تكنولوژي با نقش مديران بازاريابي، بازاريابي و آژانس‌هاي تبليغاتي بايد قابليت‌هاي تكنولوژيك خود را از طريق مشاركت در فعاليت‌هاي مشاوران فناوري اطلاعات يا خريد سهام آنان ارتقا دهند.
Publicis و Omnicom دو گروه بزرگ بازاريابي و تبليغاتي هستندكه به تازگي اعلام كرده‌اند، تصميم دارند خدمات بازاريابي بهتري ارائه دهند و با غول‌هاي ديجيتالي نظير گوگل رقابت موثرتري را آغاز كنند. مديران بازاريابي و هيات‌مديره شركت‌ها و سازمان‌ها امروزه فعاليت‌هاي مشترك و همكاري بيشتري را به‌منظور كسب اطمينان از تطبيق پذيري استراتژي بازاريابي و استراتژي فناوري انجام مي‌دهند.
 با كم رنگ‌تر شدن مرز‌هاي بين استراتژي و استراتژي ديجيتال، استراتژيست‌ها بايد درك بهتري از تاثيرات شبكه‌هاي ديجيتال و تحليل بر تمامي قسمت‌هاي كسب‌و‌كار داشته باشند. اين گروه بايد همكاري‌هاي گسترده‌اي با مديران بازاريابي و هيات‌مديره سازمان داشته باشند و بدانند كه شبكه‌هاي ديجيتال با داده‌هاي غني در نهايت موجب سهولت در ارزيابي تصميم‌گيري‌هاي استراتژيك مي‌شوند.
 

موضوعات مرتبط: بازاريابي ديجيتال
برچسب‌ها: بازاريابي ديجيتال،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

وقتي بانك ها نوآور ميشوند (معرفي سامانه هدف)

 

استفاده از فناوري‌هاي نوين در زمينه‌هاي مختلف بانكداري و به ويژه بانكداري الكترونيك در سراسر جهان به اندازه‌اي شتاب گرفته كه هر روز شاهد دستاوردهاي جديدي در اين زمينه هستيم. اطلاعات جمع‌آوري شده و بررسي‌هاي متنوع موسسات مالي و اعتباري حاكي از دو گرايش عمده در ميان بانك‌هاي جهان براي ارايه خدمات بانكداري الكترونيك است. يكي از اين دو گرايش برآوردن نيازهاي مختلف مشتريان با استفاده از جديدترين فناوري‌ها و ديگري استفاده از روش‌هاي مدرن براي غلبه بر قوانين جديد بانكي است كه در هر دو مورد از طريق نوآوري و اختراع راه‌حل‌ها، مجاري و بازارهاي جديد موفقيت‌هاي قابل توجهي به دست آمده است.يكي از اين نوآوري ها ، سامانه هدف بانك آينده ميباشد كه در زير توضيحات آن داده شده است.

مديريت هزينه و در آمد فردي

سامانه هدف به شما كمك مي كند حساب و كتاب هزينه هاي روزمره تان را داشته باشيد. هدف ابزاري است در خدمت شما، براي برنامه ريزي و سلامت مالي بهتر. بهرنگ نوروزي‌نيا، مدير اجرايي نرم‌افزار آدانالس در خصوص ويژگي‌هاي اين سامانه گفت: «در اين سامانه، تراكنش‌هاي مالي كه توسط مشتريان انجام مي‌شود به‌صورت خودكار وارد سيستم شده، دسته‌بندي مي‌شوند و برچسب مي‌خورند. مثلا بر اساس تراكنشي كه مشتري انجام مي‌دهد، در سامانه مشخص مي‌شود كه تراكنش انجام شده خريد شخصي بوده يا پرداخت قبض يا غيره.‌»

او افزود: «همچنين اين امكان وجود دارد كه خود مشتري تراكنش‌‌هاي خود را دسته‌بندي كند و دسته‌هاي جديدي بسازد. در اين سامانه مشتريان مي‌توانند گزارش تراكنش‌هاي خود را بر اساس بازه زماني كه انتخاب مي‌كنند در قالب نمودارهايي ملاحظه كنند. همچنين مشتري مي‌تواند بر اساس برچسب‌هايي كه بر تراكنش‌ها مي‌زند حجم تراكنش‌ها را ارزيابي كند. در اين صورت مثلا مشخص مي‌شود كه حجم سرمايه‌گذاري اين ماه چقدر بوده و آيا بيشتر شده است و غيره.»
نوروزي‌نيا در پاسخ به اين سوال كه ثبت تراكنش‌ها از طريق چه ابزارهاي پرداختي انجام مي‌شود، گفت: «تراكنش از طريق هر ابزاري اعم از موبايل، پرداخت اينترنتي، پايانه فروش و دستگاه خودپرداز كه انجام شود ثبت مي‌شود، اما در خصوص دريافت وجه از خودپرداز، نوع تراكنش در دسته برداشت نقدي قرار مي‌گيرد.»
او افزود: «البته قرار است در آينده اين امكان فراهم شود كه برداشت نقدي از دستگاه خودپرداز به چند تراكنش ديگر تقسيم‌بندي شود تا مشتري بتواند تعيين كند كه مثلا اگر ۲۰۰ هزار تومان برداشت كرده، ۵۰ هزار تومان صرف رفت و آمد شده، ۲۰ هزار تومان صرف خوراك شده و غيره.»
در اين سيستم، علاوه بر ثبت برداشت‌هاي مشتري و تراكنش‌هاي انجام شده، هزينه‌هاي مربوط به واريزها نيز ثبت مي‌شود. بر اين اساس مواردي مانند واريز حقوق، واريز سود بانكي و غيره در سامانه مشخص مي‌شوند.
به گفته نوروزي‌نيا، همانند برداشت‌ها در سيستم، واريزها را نيز مي‌توان دسته‌بندي كرد. همچنين در بخشي با عنوان تراز واريز و برداشت برآيند واريزها و برداشت‌ها و توازن آنها مشخص مي‌شود.
همچنين در بخش بودجه مي‌توان بازه زماني را انتخاب و بودجه‌‌اي را مشخص كرد؛ مثلا تعيين كرد كه در بخش خوراك، بهداشت، آموزش و يا هر يك از موارد مشتري چه بودجه‌اي را مي‌خواهد در فلان بازه زماني صرف كند. در اين صورت سيستم به مرور زمان نشان مي‌دهد كه چه ميزان از اين بودجه صرف شده است و چه ميزان باقي مانده و در صورت عبور از رقم تعيين شده هشدار داده مي‌شود.
او از يكي ديگر از بخش‌هاي در حال راه‌اندازي اين سامانه نام برد و گفت: «بخش قوانين كه به‌زودي راه‌اندازي خواهد شد، اين امكان را فراهم مي‌كند تا فرد تعيين كند هر گاه واريزي به حسابش صورت گرفت، در كدام دسته قرار گيرد.»
 

موضوعات مرتبط: بازاريابي ديجيتال
برچسب‌ها: بازاريابي ديجيتال،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

مقدمه اي بر بازاريابي عصبي (نوروماركتينگ)

 

 ابراز ويژه در هر صنعتي توجه به نيازها و خواسته‌هاي مشتريان ميباشد. نقش و اهميت مشتري د ر بازار به سبب تاثيرمستقيمي كه بر رشد و بقاي كسب و كار در بازار رقابت مي‌گذارد و نيز كسب منافعي كه براي ايشان دارد، سبب گرديده تا امروزه لزوم كسب رضايت مشتري درك و پذيرفته شود و كليه واحدهاي كسب و كار گرايش به مشتري داشته و سمت و سوي فعاليت همه آنها جذب مشتري و جلب رضايت او باشد.

بازاريابي به تلاش براي ارتباط بين ارزش محصول يا خدمات و مشتري گفته مي‌شود. بازاريابي گاهي اوقات به هنر فروش نيز معروف است. ولي فروش يكي از توابع كوچك بازاريابي به حساب مي‌آيد. تعريف لغت نامه‌اي بازاريابي عبارت است از«فراهم كردن كالاها يا خدمات براي برآورده ساختن نيازهاي مصرف­كنندگان». به بيان ديگر، بازاريابي شامل درك خواسته‌هاي مشتري و تطابق محصولات شركت، براي برآورده ساختن آن نيازها و در برگيرنده فرآيند سودآوري براي شركت است. بازاريابي موفق مستلزم برخورداري از محصول مناسب در زمان مناسب و مكان مناسب است و اطمينان از اينكه مشتري از وجود محصول مطلع است؛ از اين رو موجب سفارش‌هاي آينده مي‌شود. بازاريابي، فرآيندي است كه بين تواناييهاي شركت و نيازهاي مشتريان تعادل ايجاد مي‌كند.

امروزه پيشرفت تكنولوژي و دانش بشتري بر حيطه بازاريابي نيز تاثيرگذار بوده به نحوي كه رشته جديدي تحت عنوان نوروماركتينگ يا بازاريابي عصبي به وجود آمده است. در اين روش اعتقاد براين است كه مطالعه بيولوژي و فيزيكي مغز مهمترين راه براي شناخت رفتار خريداران محصول يا خدمات است. شركت ها، تبليغات گسترده اي دارند اما اين تبليغات آيا واقعا تاثير گذار است ؟ يا اگر تاثير گذار است اين تاثير تا چه اندازه اي است؟  براي بررسي ميزان تاثير گذاري تبليغات بر روي ذهن و تصميم انسان ها تنها يك راه مطمئن وجود دارد آن هم اندازه گيري فعاليت مغزي آن ها  در برابر محرك هاي تبليغي ارائه شده است.

هرچيزي از جمله تصوير، بو، مزه و صدا مي­تواند بر روي رفتار خريداران تاثير بگذارد. يك محصول را در فروشگاهي در نظر بگيريد، يك مشتري آن را بر مي دارد نگاه مي­كند و سريع آن را خريداري مي­كند اما مشتري ديگر، همين محصول را بر مي دارد و نگاه مي كند اما دوباره سر جايش قرار مي دهد. در مغز اين دو نفر دو واكنش متفاوت رخ داده است؛ در يكي واكنش مغزي منجر به خريد شده و در ديگري واكنش مغزي منجر به بازگرداندن محصول به قفسه ي مربوطه شده.

كاركرد قسمت­هاي مختلف مغز تا چه اندازه­اي در اين رفتار تاثير داشتند؟ كدام قسمت موافق خريدن محصول بوده و چرا ؟ و كدام قسمت مخالف خريدن محصول بوده و چرا؟ عوامل مختلفي بر روي تصميم گيري انسان ها تاثير مي­گذارد برخي از اين عوامل شناختي هستند و برخي ديگر هيجاني، تعدادي هم از هر دو عامل تشكيل شده­اند. قسمت­هاي مختلفي از مغز در خريد كردن دخيل هستند.  اكنون مي­توانيم نظام­هاي مغزي در گير در خريد را تجزيه و تحليل كنيم  و به شركت ها و موسسات بگوئيم كه چگونه مي توانند تبليغات خود را به گونه اي طراحي كنند كه بيشترين تاثير را  بر خريد مشتريان خود بگذارند.

نوروماركتينگ علم جديد تحقيقات بازار است كه به مطالعه پاسخ هاي حسي _حركتي، شناختي و عاطفي مشتريان در برابر محرك هاي ارائه شده در بازار مي پردازد و از ابزار هايي مانند FMRI و QEEG و ابزار هاي ديگر براي اندازه گيري فعاليت قسمت هاي مختلف مغز در هنگام مواجه با محرك ها استفاده مي­كند. همچنين در اين علم حالات بدن در هنگام مواجه با محرك هاي تبليغاتي اندازه گيري مي شود حالاتي مانند ضربان قلب و ميزان عرق كردن پوست

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي ديجيتال
برچسب‌ها: بازاريابي ديجيتال،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

ويژگي هاي بازاريابي عصبي

ويژگي­هاي نوروماركتينگ:

۱-       نوروماركتينگ يعني سنجش مستقيم:

شما مي­توانيد از يك مشتري سوال كنيد كه چه چيزي را دوست دارد و نسبت به خريد كدام محصول برانگيخته تر است؛ اما در واقع خيلي نمي­توان به آن اعتماد كرد؛ چراكه ممكن است مشتري تحت تاثير عوامل مختلفي قرار داشته باشد كه در آن لحظه اجازه­ي تصميم گيري درست را به او نمي دهند. براي مثال خيلي وقت ها شده كه ما قصد خريد محصول خواصي را داشته ايم (يعني نسبت به آن اعلام علاقمندي كرده ايم) اما در واقعيت چيز ديگري را خريده ايم چرا كه در هنگام خريد كردن با محصولي مواجه شده ايم كه ويژگي هايش ما را بيشتر تحت تاثير قرار داده است. در نورو ماركتينگ ما ويژگي­هاي بيروني نگرش فرد نسبت به يك محصول يا ويژه‌گي­هايش را نمي­سنجيم بلكه منبع آن، يعني مغز را مي سنجيم. در نورو ماركتينگ فعاليت قسمت­هاي مختلف مغزي نسبت به يك محصول سنجيده مي شود. براي مثال با قرارا دادن يك فرد در مقابل يك تيزر تبليغاتي فعاليت مغزي او را از طريق الكترود هايي كه به مغزش وصل شده است در كسري از ثانيه مي سنجيم و بررسي مي كنيم كه كدام تصوير او را بيشتر تحت تاثير قرار داده و اينكه نگرش فرد نسبت به آن محصول چه تغييري مي كند. پس نورو ماركتينگ تنها با مغز به عنوان مركز شناخت و عاطفه سر و كار دارد نه با اظهارات خريداران.

 ۲-       نوروماركتينگ  و شناخت ناهشيار

ما هميشه هشيارانه خريد نمي­كنيم خيلي وقت ها تحت تاثير لايه هاي زيرين مغزي، عواطف و احساساتمان خريد مي‌كنيم. جالب است بدانيد ۹۵٪ از تصميمات ما براي خريد يك كالا يا دريافت يك خدمت ناهشيار و تنها ۵٪ از تصميمات ما هشيار هستند.  براي مثال بارها شده است كه با قصد خريد يك محصول به فروشگاه رفته ايد اما در نهايت محصولي ديگر و يا با برند ديگر را انتخاب كرده‌ايد. آيا محصولي كه انتخاب كرده‌ايد نسبت به آن چيزي كه قرار بود انتخاب نماييد مزيت و ويژگي خاصي داشته است؟ اين مثال تنها نمونه ي كوچكي از رفتارهاي ناهشيار ماست. خيلي وقت ها رفتارهايي را انجام مي دهيم كه توسط شناخت ما هدايت نمي­شوند بلكه توسط عواطف و قسمت نا­هشيار ذهن ما هدايت مي­شوند. نوروماركتينگ ابزار بسيار قدرتمندي است براي شناخت ناهشيار ذهن مشتريان، دانشمندان حوزه ي نوروساينس با استفاده از ابزار هاي مختلف  مانند نقشه برداري مغزي و ام آر آي كاربردي فعاليت قسمت هايي از مغز را رصد مي كنند كه تجزيه و تحليل داده هاي آن منجر به شناخت و كشف ناهشياري مي شود كه مشتريان خودشان هم خبر ندارند اما به شدت تحت تاثير آن­ها هستند.

مديريت برند و مغز انسان (نوروبرندينگ):

مديران موسسات توليد كننده­ اقلامي كه در يك محيط رقابتي مشغول به توليد و عرضه هستند، بايد تشخيص بدهند چه چيزي براي مشتريان آنها در بازار هدفشان مهم است و معيارهاي مقايسه محصولشان با محصول رقيب را در فرايند انتخاب درك كنند.

استراتژي­هاي سازماني بايد بر اساس درك و شناخت تفكرات، احساسات و رفتار مصرف كنندگان شكل بگيرد.  تحقيقات مصرف كننده به شيوه هاي نوروساينس مي­تواند به مديران در شناخت مصرف كنندگان كمك كند. يكي از مهمترين كاربردهاي تحقيقات مصرف كننده، بهبود استراتژي­هاي بازاريابي مي باشد.

هدف عمده­ي يك بازارياب ماوراي فروش است و معمولاً هدف نهايي، ايجاد يك تعهد پايدار بين يك نام تجاري خاص و يك گروه مشتري ويژه مي­باشد، كه فرآيندي است شامل مراحل معرفي، آشنايي، ترجيح و در صورت موفقيت محصول، ايجاد وفاداري.

در حالي­كه تبليغات بيشتر مقدمات مراحل معرفي و آشنايي را فراهم مي­كند، عواملي از قبيل قيمت، شهرت نام تجاري و زيبايي ظاهري از عوامل مؤثر بر ترجيح مشتريان هستند و در نهايت كيفيت مناسب محصول باعث ايجاد رضايت و متعاقب آن وفاداري در مشتري خواهد شد.

 وفاداري به يك نام تجاري

تعهد قوي بين يك نام تجاري و يك گروه مشتري شامل مراحل زير است:

۱- آشنا شدن با نام تجاري؛

۲- شناخت پيدا كردن مشتري نسبت به آن؛

۳- ترجيح دادن آن نام تجاري توسط مشتري.

يكي از مهمترين سؤالاتي كه براي هر مؤسسه در زمينه­ بازاريابي و مديريت برند مطرح است اين است كه چگونه در مشتريان بالقوه براي نام تجاري خويش ايجاد ترجيح نمايند.

تمايل به خريد، نوعي سود آوري است، از آنجا كه اين تمايل صرفاً در ذهن مصرف­ كنندگان است، به عنوان نوعي نگرش مورد مطالعه قرار مي گيرد.

باورهاي مصرف­ كنندگان درباره ويژگي­هاي محصول باعث اثر بر نگرش آن­ها درباره برندهاي خاص و نهايتاً ايجاد تمايلات رفتاري و انتخاب يك برند از سوي آن­ها خواهد شد.

براي كالايي كه درگيري ذهني بالايي در مشتري ايجاد مي كند، شناسايي ويژگي­هايي كه در نظر آن­ها فوق‌العاده مهم رده­ بندي مي­شوند داراي مصاديقي براي راهبرد محصول و ارتقاء مي­باشد. در اين نوع كالا لازم نيست مديران نگران بهينه كردن تك تك خصيصه هاي برند مزبور باشند. بلكه موضوع اصلي بايد شناسايي ويژگيهايي باشد كه از سوي بازار هدف به عنوان مهمترين ويژگي­ها رتبه بندي شده­اند، و تلاش شود تا باورهايي قوي مبني بر اينكه برند مورد نظر واجد اين ويژگيهاست، ايجاد شود. البته قيمت نيز براي برخي از طبقات محصول مي تواند خود يك ويژگي باشد. در مواردي كه در آن قيمت فوق العاده اهميت دارد، مديران بايد اطمينان حاصل نمايند كه برندهايشان به طور رقابتي قيمت گذاري مي شود.

نقش نوروساينس در برندينگ بسيار گسترده است. از آنجا كه مديران در جستجوي محرك­هايي هستند كه درگيري ذهني مشتريان بالقوه را افزايش دهد تا در ذهن آن ها نفوذ كنند، با روش­هاي گسترده­ي پژوهشي نوروماركتينگ و با توجه به نوع محصول و اثري كه بر مغز انسان مي گذارد مي توان بررسي كرد كه كدام تبليغ يا كدام شيوه ي فروش يا حتي كدام فعاليت اجتماعي شركت توليد كننده و كدام شعار مي تواند مخاطبان را بيشتر تحت تاثير قراردهد. در واقع روشي كه مديران براي ارائه­ي محصول و فروش آن در نظر مي گيرند توسط علوم شناختي و بررسي نقشه ي مغزي انسان تهيه و در اختيار آن ها قرار مي­گيرد كه اين امر موجب خواهد شد تا شركت هاي توليد كننده­ي محصول يا خدمات به اهداف خود به بهترين نحو ممكن برسند

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي ديجيتال
برچسب‌ها: بازاريابي ديجيتال،
[ ۱ ]


آخرین مطالب