آخرین مطالب
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)



10 نقش جديد براي بازاريابي محتوا Content Marketing در 10 سال آينده


 

 آيا مي‌دانستيد از هر 10شركت، 9تاي آن‌ها، در جهت جذب مشتري، توليد محتوا خويش را خود بر عهده دارند؟ اين محتويات از كانال شبكه اجتماعي در دسترس قرار مي‌گيرد. مثل:بلاگ ها. خبرنامه‌ها،وبينارها، مجلات و ...

بر طبق تحقيق موسسه  Content Marketing Institute and Marketing Profs  تنها يك شركت از هر سه شركت ، معتقد هستند كه:

بازاريابي محتوا باعث اثربخشي كسب و كار مي‌گردد.

 نقش جديد مديريت بازاريابي new  Marketing Roles

بسياري از شركت‌ها همچنان از تاكتيك‌هاي سنتي در بيان داستان و پيام شركت در فرايند بازاريابي، در جهت ايجاد و تثبيت فرصت‌هاي تجاري خود استفاده مي‌نمايند، حال آنكه اين كار شبيه استفاده از يك عضله آسيب ديده و ضعيف است.

محتوا Content ، به معناي دارايي براي سازمان است.
حتي كوكاكولا كه بيشترين استفاده از كانال‌هاي سنتي را در برنامه خود دارد، متوجه شده است كه بايد براي بزرگ‌تر شدن و حفظ موقعيت خود، همواره ارتباط احساسي بيشتر و بيشتري با مشتريان خود برقرار سازد.

صرفه نظر از وضعيت اقتصادي دنيا و تغييرات كلي بازار، محتواي مناسب قادر خواهد بود تا كسب و كار شما را به عالي‌ترين مراتب برده و سوخت موتور تجاري شما باشد.

هنگامي كه محتوا ايجاد مي‌گردد، مشتري جلب شده و بلافاصله محصول و خدمت به صورت مستقيم به او فروخته مي‌شود و يا مخاطب جلب شده به ديگران فروخته مي‌شود (از طريق سيستم‌هاي تبليغاتي، اسپانسر شدن و يا همكاري در فروش) .

حالا اگر هدف ما ايجاد محتوا براي بازارهاي اختصاصي Niches online Markets در جهت جذب مشتري و فروش بيشتري باشد چه؟ براي ايجاد محتواي اختصاصي بايد مديريت مستقل نيز در زير مجموعه مديريت بازاريابي ايجاد گردد. به نوعي مي‌توان گفت كه بخش بازاريابي به بخش توليد محتوا و يا حتي انتشارات تبديل مي‌گردد. هدف افزايش تعداد مديران و امپراتوري سازي سازماني نيست، بلكه يادآور نقش‌هاي نوين در حوزه بازاريابي در جهت ايجاد مزيت رقابتي در 10 سال آينده خواهيم بود. مخصوصاً در حوزه بازاريابي و برندينگ B2B اين نقش‌ها كليدي خواهد بود.

 

مدير محتوا Chief Content Officer / Organization’s chief storyteller

اين در اصل سفير (ارائه دهنده) محتوا و يا به عنوان بازگو كننده داستان‌هاي سازماني شناخته مي‌شود.اين فرد بايد مسئول تنظيم و تصحيح محتواي توليد شده بر اساس بيانيه مأموريت و يكپارچه سازي در سراسر سازمان باشد. پس وظيفه CCO عبارت است از آنكه مطمئن شود تا تمامي محتويات توليد شده در تمام سازمان يك پيام واحد را به مخاطب منتقل و براي او با معنا باشد.

 

مدير مصحح (سردبير) Managing Editor

اين فرد نقشي دو تكه دارد. نيمي داستان گو(پيام رسان سازمان) و نيم ديگر آن، مدير پروژه است. سردبير بايد از جانب مدير محتوا مسئوليت اجرايي (عملي) در مورد بازگو نمودن داستان‌هاي سازماني را بر عهده گيرد، حالا آنكه مدير محتوا " CCO" برنامه ريزي استراتژيك داستان سرايي سازماني تمركز دارد.سعي سردبير همانا زنده نمودن داستان‌هاي برنامه ريزي شده توسط مدير محتوا و سپس تبديل به يك پروژه عملياتي است كه شامل انتخاب استايل، جدول زمان بندي و خط مشي‌ها و رويه‌هاست.

 

 متصدي گوش دادن Chief Listening Officer

نقش متصدي گوش دادن " CLO" شبيه كنترل كننده ترافيك هواي است البته در حوزه شبكه اجتماعي و ديگر شبكه هاي انتقال محتوا به مخاطب است. اين فرد بايد شروع به گوش دادن به گروه‌ها، حفظ شرايط بحث و گفتگو و آماده نمودن اعضاي مستعد تيم براي ورود به مباحث و گفتگو با افراد حاضر در فضاي ديجيتال (در حوزه خدمات پس از فروش، بازاريابي، فروش و ...). بازخوردهاي حاصله باعث ايجاد تنوع و تمايز بيشتر در محتواي آتي از طريق خود مشتري خواهد شد.

 

مدير مخاطبان Director of Audience 

اين شخص بايد با نظارت بر مخاطبان / خريداران ، مطمئن شود تمام توليدكنندگان محتوا با ويژگي‌هاي مد نظر ، علاقه‌مندي‌ها و اقداماتي مورد لزوم كاملاً آشنا هستند.

مدير مخاطبان بايد مسئول ايجاد دارايي‌هاي اشتراكي ( دريافت خبرنامه: پذيره نويسي براي دريافت محتواي ايجاد شده) {دريافت از طريق ايميل و يا شبكه هاي اجتماعي با قابليت مشترك شدن} كه مي‌تواند به رشد، بخش بندي و گسترش محتواي توليد شده كمك نمايد.

 

منابع انساني بازاريابي HR for Marketing

هر كارمند و ذينفعان سازمان، بخشي جدايي ناپذير از فرايند بازاريابي هستند. بنابراين بسيار ضروري است تا از همكاري نزديك كاركنان با منابع انساني در فرايند بازاريابي مطمئن شويم. بايد اطمينان حاصل نماييم كه كاركنان نقش خود را در فرايند بازاريابي درك و بدون ايجاد تعارض و سردرگمي در مخاطبان، براي كمك به آن‌ها آماده هستند.

 

مدير كانال Channel Master

ارتباط مطالب سازمان به هركجا (رسانه هاي اجتماعي، ايميل، تلفن همراه، چاپ، و غيره) ارسال مي‌شود ، مدير كانال ارتباط، مسئول افزايش بهره‌وري كانال ارتباطي است.

مثلا : مدير كانال ارتباط بايد پاسخ دهد كه سايت SlideShare چگونه برايمان بهتر كار مي‌كند و اثربخشي بالاتري خواهد داشت؟ 

 چه زماني و با چه تناوبي بايد ايميل‌ها ارسال گردد ؟
 نسبت مناسب بين مطالب مرتبط با بخش مديريت و بخش كاركنان كه بايد روي توييتر توزيع گردد؟ 
 چه كسي در حال پيگيري استراتژي مرتبط با تلفن همراه و اقدامات اجرايي بعدي ان است؟
 

 تكنولوژيست ارشد Chief Technologist

از آنجايي كه بازاريابي و مديريت اطلاعات در حال ادغام با يكديگر مي‌باشند. پس نياز به حداقل يك فرد (و شايد بيشتر) است كه تنها هدف آن ايجاد فشار براي استفاده از تكنولوژي در فرايند بازاريابي محتوا باشد.

فرد در اين نقش مسئول است تا در رأس اين تغييرات روزافزون در روند داستان سرايي مربوط مانده و آن را مديريت نمايد ( از زمان بندي، مصوبات، اتوماسيون بازاريابي، يكپارچه و هماهنگ نمودن همكاران مستقل خارج از سازمان Freelancer و تكنولوژي‌هاي در حال ظهور).

 

 ارتباطات بين افراد تأثيرگذار Influencer Relations

اين نقش قبلاً به عنوان رابط رسانه اي "Media Relation" شناخته مي‌شد.

مسئوليت اين شخص توسعه تعداد افراد حاضر در "ليست" تأثيرگذاران، حفظ روابط مستقيم با آن‌ها، و يكپارچه سازي ( هماهنگ نمودن ) آن‌ها را در فرايند بازاريابي خود را به بهترين شيوه ممكن خواهد بود.

 

 ارتباطات آژانس و افراد مستقل Freelancer and Agency Relations

از آنجايي كه تقاضا براي تكامل (و افزايش) محتوا همچنان ادامه دارد، سازمان به رشد افراد مستقل Freelancer و با استعداد و ساير فروشندگان محتوا در خارج از سازمان محتاج است. سازمان‌ها نياز به پرورش و تربيت تيم " متخصص " محتوا و شبكه افراد خود دارد. پس هدف اين فرد بايد ايجاد ارتباط و اتحاد بين افراد و اعضاي تيم باشد.

 

مدير بازگشت به اهداف  ROO (Return-on-Objective) Chief

 اين شخص بايد اطمينان حاصل نمايد كه در حين انجام كار همواره به اهداف بازاريابي موجود در سازمان رجوع شده و افراد از اين اهداف دور نشوند و همچنين بايد بر اهميت و جايگاه توليد محتوا در رأس امور مد سازمان گوشزد و تاكيد نمايد.

آيا فردي را براي تجزيه و تحليل داده‌ها در سازمان داريد؟

اگر چنين است، آن‌ها را بالا برده و مطمئن شويد كه در درك اهداف اصلي، حاضر در پشت بازاريابي محتوا content marketing سازمان دچار مشكلي نشده باشند.

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي محتوا
برچسب‌ها: بازاريابي محتوا،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

بازاريابي محتوا چيست و به چه دليل شكل گرفت؟

 
 
بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا، از جمله واژه‌هايي هستند كه در سالهاي اخير به صورت گسترده در فضاي رسانه ها به كار گرفته مي‌شوند. در اين نوشته، قصد داريم مفهوم بازاريابي محتوا را شفاف‌تر كرده و مسير را براي درس‌هاي تخصصي كه در ادامه سري استراتژي محتوا مطرح خواهيم كرد، هموارتر نماييم.

 با توجه به اينكه تا كنون به صورت پراكنده درباره بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا حرف‌هاي زيادي در متمم مطرح كرده‌ايم و از اين به بعد مي‌خواهيم به صورت زيربنايي و تخصصي به اين موضوع بپردازيم، در كنار هر يك از جملات و توضيحات، اگر قبلاً مطلبي را مطرح كرده باشيم، به صورت توضيح بيشتر: … لينك مربوط به آن را مي‌گذاريم تا دوستاني كه از اين نقطه با ما همراه شده‌اند، در پيگيري مطالب دچار مشكل نشوند. 

اگر حدود پانزده دقيقه از وقت خود را در اختيار ما قرار دهيد، تلاش مي‌كنيم تا حد خوبي،‌ دلايل شگل گيري و جدي شدن بحث بازاريابي محتوا را مطرح كنيم. در درسهاي بعدي، مفهوم دقيق ت محتوا، نحوه اندازه گيري و ارزيابي محتوا و همينطور شيوه تدوين استراتژي محتوا را مرور خواهيم كرد.

آيا بازاريابي محتوا به كار من ربطي دارد يا اصلاً به درد من مي‌خورد؟
استراتژي محتوا و بازاريابي محتوا از چه سخن مي‌گويند؟

اگر بپذيريم كه بازاريابي محتوا شيوه اي براي فروش است مي‌توانيم بگوييم كه هركس چيزي براي فروختن دارد، ميتواند به بازاريابي محتوا هم به عنوان يك ابزار و گزينه نگاه كند. دقت داشته باشيد كه ما فروش را به معناي عام آن به كار مي‌بريم. همان تعبيري كه استيونسن مي‌گفت:

 

به عبارتي، همانطور كه يك توليدكننده چاي، تلاش مي‌كند چاي خود را به مشتريان بيشتري بفروشد و هر مشتري هم ميزان بيشتري از چاي او خريداري كند، يك نويسنده هم در حال فروختن كتاب خود به مردم يا به ناشر است و دوست دارد كتابش را به قيمت بيشتري و به تعداد خوانندگان بيشتري بفروشد.

حتي كساني كه اساساً هدفشان كسب ماديات نيست و به صورت غيرانتفاعي فعاليت مي‌كنند هم با اين معناي عام فروش فروشنده محسوب مي‌شوند. به عنوان مثال، يك موسسه خيريه هم كه از كودكان سرطاني حمايت مي‌كند، درگير فرايند فروش است. اين موسسه، مي‌خواهد كه مردم، خريدار حرف‌ها و خواسته‌ها و خدماتش باشند. بنابراين تلاش مي‌كند مخاطبان خود را افزايش دهد و از هر كدام از مخاطبان خود هم، كمك و حمايت بيشتري دريافت كند.

حالا بياييد در يك سازمان، به مدير واحد پاسخگويي تلفني به مشتريان فكر كنيم. عموم شركتها،‌ واحد پاسخگويي به مشتريان را چندان جدي نمي‌گيرند. يا كم سابقه ترين و غيرمتخصص‌ترين كاركنان خود را به اين بخش مي‌فرستند. عملاً مدير اين واحد هم مشكل فروش دارد. نه به معناي اينكه از واحدهاي ديگر پول بگيرد و خدمات ارائه دهد. بلكه به اين معنا كه اعتبار اين واحد افزايش يافته، در جلسات رسمي سازمان، حرفهايش خريدار بيشتري داشته و نظرات اين واحد بتواند بر سياست‌هاي كلان سازمان، تاثيرگذار باشد.

با اين تعاريف، كافي است يك بار ديگر فكر كنيم و ببينيم كه من يا سازمان من چه چيزي را مي‌فروشد و بازاريابي محتوا قرار است به من براي فروش چه چيزي كمك كند؟ (توضيح: اگر هنوز در موقعيت سازماني خود، نمي‌توانيد با اطمينان بگوييد كه كار شما چيزي از جنس فروش در خود دارد يا خير. كافي است در پايين اين نوشته، شرح شغل خود يا شرح خدمات خود يا سازمانتان را بنويسيد تا ما در اين زمينه بيشتر به شما كمك كنيم. براي افزايش دقت پاسخگويي ما، لطفاً از علامت #معني فروش در كار من چيست؟# استفاده كنيد).

 

آيا توليد محتوا و بازاريابي محتوا، زيرمجموعه‌اي از دانش تجارت الكترونيك يا كسب و كار آنلاين است؟
اين روزها خيلي از مردم، وقتي لغت محتوا و بازاريابي محتوا را مي‌شنوند بلافاصله به محتواي ديجيتال فكر مي‌كنند. اما محتواي ديجيتال اگر چه يكي از شكل‌هاي رو به رشد محتوا در دنياي امروز محسوب مي‌شود، تنها يكي از انواع محتواست. اگر شما يك نويسنده هستيد و كتاب منتشر مي‌كنيد، باز هم توليدكننده محتوا هستيد. اگر شب هنگام، اوقات فراغت خود را با ارسال پيام و پيامك از طريق نرم افزارهاي مختلف مانند وايبر و واتزاپ و … مي‌گذرانيد، توليدكننده محتوا هستيد. اگر معلمي هستيد كه در كلاس درس مي‌دهيد توليدكننده محتوا هستيد. اگر مدير تضمين كيفيت يك شركت هستيد و دستورالعمل‌ها و فرايندها را تنظيم و منتشر مي‌كنيد،‌ توليدكننده محتوا هستيد. اگر داستان‌هاي اخلاقي و مذهبي براي مردم تعريف مي‌كنيد و تلاش مي‌كنيد آنها را به زندگي بهتر هدايت كنيد، توليدكننده محتوا هستيد. اگر فيلم ميسازيد توليدكننده محتوا هستيد. حتي كسي كه قبض تلفن همراه چاپ مي‌كند يا فاكتور فروش يك فست فود را صادر مي‌كند، در حال توليد محتوا است.

بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا چه كاربردي دارد؟

البته برخي شغل‌ها به طور مستقيم توليدكننده محتوا هستند و به بازاريابي محتوا فكر مي‌كنند و برخي ديگر، توليد محتوا را به عنوان فرايندي جانبي در كار خود تعريف مي‌كنند. قاعدتاً يك جايگاه اختصاصي براي بنزين (به قول خودمان پمپ بنزين) توليدكننده محتوا به نظر نمي‌رسد. اما اگر برگه‌اي به رانندگان بدهد و روي آن فهرستي ده گانه از مواردي كه مصرف سوخت خودرو را افزايش مي‌دهند نوشته باشد، به يك توليدكننده محتوا تبديل شده و احتمالاً به بازاريابي محتوا هم فكر مي كند.

بنابراين، بازاريابي محتوا را بايد به عنوان زيرمجموعه‌اي از حوزه بازاريابي در نظر گرفت تا حوزه‌ي تكنولوژي ديجيتال.

(توضيح: اگر در موقعيت شغلي يا سازماني يا فردي خود، هيچ مصداقي از توليدمحتوا به ذهن شما نمي‌رسد،‌ وضعيت را براي ما توضيح دهيد تا با هم در مورد آن فكر كنيم. مي‌توانيد در ابتداي سوال خود، از علامت #مصداق توليد محتوا براي من چيست؟# استفاده كنيد).

 

چه روي داده است كه متمم تا اين حد روي محتوا و استراتژي محتوا و بازاريابي محتوا تاكيد مي‌كند؟
بازاريابي محتوا و استراتژي محتوا در مسير تاريخما هميشه تاكيد كرده‌ايم كه به روندها بيشتر از رويدادها علاقه داريم (توضيح بيشتر: در تفكر سيستمي روند از رويداد مهم‌تر است). پس اجازه بدهيد به جاي اينكه براي شما از گسترش اينترنت و شبكه هاي ارتباطي و موبايل و لپ تاپ – كه قطعاً رويدادهاي مهمي محسوب مي‌شوند – بگوييم، به روندي كه طي چند هزار سال اخير شكل گرفته است نگاه كنيم:

انسانها از زمان غارنشيني، به توليد محتوا علاقه داشته‌اند. ترسيم نقاشي روي ديوارهاي غار، نمونه‌اي از توليد محتواست.

هنوز نمي‌دانيم كه چرا انسان اوليه بر ديوار غارها تصاوير مختلف ترسيم مي‌كرده است. مستقل از اينكه آن تصاوير را براي زيبايي ترسيم مي‌كرده يا براي اينكه آنها را به عبادت بنشيند و يا اينكه پيامي از خود براي بازماندگان و آيندگان به جا بگذارد، به هر حال انسان اوليه، توليد محتوا را قبل از قسمت عمده‌اي از توليدات فيزيكي آغاز كرده است.

وقتي كه ارتباطات شكل گرفت، محتوا اين بار شكل پيام را به خود گرفت. حالا محتوا فرستنده و گيرنده هم داشت و در يونان باستان، آنها كه در دو ماراتون پيروز بودند، حاملان پيامهاي مهم تلقي مي‌شدند.

انسان همچنان به توليد محتوا ادامه داد. محتوا فقط تصويري زيبا بر ديواره‌ي غار يا يك پيام مهم سياسي نبود. كبوتران نامه بر، در ميان انواع پيامها، نامه‌هاي عاشقانه را هم با خود جابجا مي‌كردند.

جارچي‌ها، اولين توزيع‌كننده‌هاي رسمي محتواي خبري بودند و طبيعتاً چون استفاده از جارچي، به پشتوانه حقوقي و سرمايه مادي نياز داشت، پادشاهان تنها كساني بودند كه مي‌توانستند عرضه‌ي انبوه محتوا را در ميدان‌هاي شهر انجام دهند و به نوعي نخستين رسانه ها شكل گرفتند.

عصر چاپ و انتشار روزنامه‌ها، نسل بعدي عرضه محتوا را رقم زد. حالا توليد محتوا به عنوان يك شغل، رسماً شكل گرفته بود و رسانه، معنا پيدا كرده بود.

البته هنوز بازاريابي محتوا به شكلي كه امروز شناخته مي‌شود رايج نبود. روزنامه ها، خبر و گزارش منتشر مي‌كردند و صاحبان كسب و كار هم، در ازاء پرداخت پول، اجازه داشتند آگهي‌هاي خود را در آنها منتشر كنند.

شايد اگر بخواهيم كمي موشكافانه‌تر نگاه كنيم، روزنامه‌هاي دولتي آن زمان، به نوعي فلسفه بازاريابي محتوا را مي‌فهميدند. روزنامه منتشر مي‌شد و با انواع محتوا، مردم را خوشحال و راضي و سرگرم مي‌كرد تا در لا به لاي آن،‌ دولتها هم بتوانند به تبليغ ايده ها و نظريات خود و به نوعي به بازاريابي خودشان و افكارشان بپردازند.

راديو نسل بعدي بستر توليد محتوا بود. حالا صدا هم به انواع محتوا افزوده شده بود و تلويزيون به تدريج تصوير را هم وارد فضاي محتوا مي‌كرد.

در اين ميان روزنامه ها نقش خود را از دست ندادند. مجله هاي تخصصي شكل گرفتند. اين مجله‌ها كه به صورت هفته نامه و ماهنامه براي خانواده ها، پزشكان، ورزشكاران،‌ حقوق‌دانان و … منتشر مي‌شدند، ايده‌هاي جديدي را در بازاريابي محتوا به همراه آوردند.

پزشكان هوشمند آموختند كه به جاي آگهي تبليغاتي، مقالاتي آموزشي درباره مواجهه با بيماري‌ها بنويسند.

روانشناسان، يادگرفتند كه به جاي اصرار و التماس براي اينكه مردم به آنها پول بدهند و مشورت بگيرند، ستون پاسخ به سوالات، راه بيندازند و با لبخندي بر لب و چهره‌اي مهربان، آمادگي خود را براي پاسخگويي به سوالات مطرح كنند.

آنها مي‌دانستند كه خواننده‌ي مقالات، مشتري مطب‌ها و مراكز مشاوره آنها هم خواهد بود.

ماهواره‌ها نسل جديدي از بستر ارتباطي بودند كه رسانه‌هاي فراگير را شكل دادند. حالا كشورهاي مختلف مي‌توانستند به بازاريابي در نقاط ديگر جهان فكر كنند. از طرفي هزينه تاسيس شبكه‌هاي جديد كاهش يافته بود. دغدغه‌هاي ارتباط بين فرهنگي هم بيشتر شد و حالا بازاريابي محتوا مي‌آموخت كه بايد بكوشد محتواي فراگير توليد كند. هر جا هم كه چنين مسئله اي امكان پذير نيست، بسته به سليقه مردم محتوا بسازد.

مك دونالد آموخت كه محتواي تبليغاتي‌اش در كشورهاي مسلمان،‌ بايد در ماه رمضان رنگ و بوي اسلامي بگيرد و در غير اين صورت اثربخش نخواهد بود.

كشورها آموختند كه در محتواهاي توليدي خود براي نقاط دور جهان، تصويري خوش آب و رنگ‌تر از واقعيت خود را ترسيم كنند.

صنعت گردشگري آموخت كه توليد محتوا براي جذب توريست، چيزي فراتر از انتشار سفرنامه‌هاي جهانگردان قديمي است و حالا مي‌توان تيزرهاي تبليغاتي جذاب توليد و پخش كرد.

توليد محتوا به تدريج به يك دانش تخصصي‌تر تبديل شد. حالا روزنامه نگاران قديمي، خودشان را اصحاب رسانه معرفي مي‌كردند.

توليد فيلم و موسيقي و كتاب و مقاله موفق، به تركيبي از انسان‌شناسي و روانشناسي و حقوق و بازاريابي و مديريت نياز داشت. هزينه توليد محتوا بالا رفته بود و مردم ترفندهاي تبليغاتي را به خوبي آموخته بودند. در اين ميان بازاريابي محتوا به شيوه امروزي آن، به تدريج در حال شكل گيري بود.

به تدريج اينترنت و دنياي وب شكل گرفت. وب سايت‌ها ابزارهاي ارزان قيمت و اثربخش بودند كه هر شخص يا سازماني مي‌توانست با صرف بودجه و انرژي كمي، آنها را در اختيار خود داشته باشد.

فراگير شدن كاربران اينترنت، شكل گيري امكان نقل و انتقال پول در فضاي آنلاين، شبكه ‌هاي اجتماعي وگوشي‌هاي هوشمند، همه و همه باعث شدند كه محتوا مفهومي جدي‌تر پيدا كند. عصر جديدي شكل گرفت كه توليد محتوا و بازاريابي محتوا و تدوين استراتژي براي عرضه محتوا، يكي از دغدغه‌هاي اصلي‌اش بود (توضيح بيشتر: مطلب عصر محتوا – از قطار توسعه جا نمانيم) 

اگر هنوز مفهوم محتوا به اندازه‌ي كافي شفاف نشده و در مورد اينكه چه چيزهايي مصداق آن هست يا نيست، سوالي براي شما مطرح است،‌ مي‌توانيد آن را در قسمت زير اين نوشته مطرح كنيد. براي افزايش دقت پاسخگويي ما مي‌توانيد از علامت #مفهوم و مصداق محتوا# استفاده كنيد.

 

چه اتفاقي افتاده است كه شكل سنتي بازاريابي و تبليغات، به سمت بازاريابي محتوا حركت كرده است؟
اتفاقات زيادي در سالهاي اخير باعث شد كه روند و مسير حركت بازاريابي از بازاريابي سنتي به بازاريابي محتوا تغيير كند.

 يكي از مهم‌ترين تغييرات، ايجاد احساس آگاهي و دانش در ذهن مشتريان بود. 

اگر الان حدود صد سال قبل بود و به تازگي خودرو وارد كشورهاي مختلف مي‌شد، احتمالاً من و شما با هيجان، به خودروها نگاه مي‌كرديم و هر چيزي را كه توليدكننده مي‌گفت مي‌پذيرفتيم. اگر مي‌گفتند خودرو بايد سه چرخ داشته باشد، مي‌گفتيم حتماً درست است و اگر مي‌گفتند كف خودرو بايد از كف خيابان دو متر فاصله داشته باشد، مي‌گفتيم حتماً اسراري در اين طراحي است كه ما نمي‌فهميم.

اما امروز، هر كسي كه در خيابان راه مي‌رود و خودرويي ديده است، خود را متخصص خودرو مي‌داند. مهم نيست كه بنز باشيد و آخرين مدل خود را توليد كنيد يا تويوتا باشيد و با سهم بزرگي از بازار جهاني، محصول جديد خود را روانه بازار كنيد.

مردم به سادگي نظر مي‌دهند: كاش بنز اين آپشن را هم اضافه مي‌كرد. تويوتا در طراحي پشت خودرو كم حوصلگي به خرج داده است! شركت … نبايد به سمت توليد خودروي SUV ميرفت. طراحي گيربكس فلان شركت ضعيف است!

شبيه همين ماجرا را مي‌توانيم در مورد گوشي‌هاي موبايل هم مثال بزنيم.

مهم نيست اپل باشيد و در صنعت خود پيشرو باشيد. يا اينكه استيو جابز باشيد و مرده باشيد! هر كسي كه يك بار گوشي موبايل در دست گرفته است، معتقد است كه اگر استيو جابز را ديده بود و نصيحت‌هاي خودش را مطرح مي‌كرد، الان اپل خيلي موفق‌تر بود!

واقعيت اين است كه اگر نسبت دانش به پيچيدگي محصول را در نظر بگيريم، مشتريان موبايلهاي قديمي نوكيا كه نقش گوشتكوب را هم ايفا مي‌كرد، دانش بيشتري نسبت به موبايل خود و قابليت‌هايش داشتند تا كسي كه امروز يك گوشي هوشمند مدرن با سيستم عامل اندرويد يا iOS خريداري مي‌كند.

اما اينها دليل نمي‌شود. مشتري امروز، به خاطر اطلاعات زيادي كه در اختيار دارد، معتقد شده است كه دانش و تخصص بيشتري هم دارد و به همين دليل، به سادگي سابق، با چند بيلبورد و تيزر تبليغاتي عمومي متقاعد نمي‌شود. او خودش را صاحب نظر مي‌داند يا در اطرافش، كساني را مي‌شناسد كه آنها را صاحب نظر مي‌داند.

حالا اگر شما مي‌خواهيد محصول جديدي عرضه كنيد، بايد مدتها در گوش مشتري، داستان‌هاي مختلف تعريف كنيد و برايش حرف بزنيد تا او بيشتر ياد بگيرد و در نهايت، وقتي خودش به عنوان كارشناس محصول و خدمت شما را ارزيابي مي‌كند، تصميم به خريد آن بگيرد!

 ظهور عرضه كنندگان ارزان قيمت، اتفاق ديگري بود كه قواعد بازي را تغيير داد.  تقريباً هر محصولي كه توليد كنيد مي‌بينيد كه چيني‌ها چيزي شبيه آن را به قيمتي ارزان‌تر توليد كرده‌اند. توسعه تكنولوژي به كاهش قيمت تمام شده منتهي شده و اكنون ارزان‌ترين محصولات هم، در بسياري از قابليت‌ها با محصولات گرانقيمت، مشابه هستند.

قدرت تفكيك چشم انسان از قدرت تفكيك صفحه نمايش موبايل‌ها كمتر است و تفاوت كنتراست تلويزيون‌ها را به خوبي نمي‌فهمد. گوش ما در شنيدن و تفكيك صدا در مقايسه با كيفيتي كه سيستم‌هاي صوتي امروزي دارند بسيار ضعيف است و ديگر به سادگي نمي‌توان ادعا كرد كه كيفيت فلان سيستم صوتي تفاوت فاحشي با متوسط سيستمهاي صوتي موجود در بازار دارد.

پارچه‌ها در چند كارخانه محدود بافته مي‌شوند و گاهي پارچه لباسي كه شما در خاورميانه مي‌خريد و لباسي كه در غرب اروپا يا آمريكاي شمالي خريداري مي‌كنيد به دست يك نفر و زير يك دستگاه توليد شده است!

پس به نظر مي‌رسد كه اگر از حد متوسط عبور كرده باشيم، مشتري تا حد زيادي داستان‌ها را مي‌خرد! ردبول به نسبت يك نوشابه انرژي‌زاي گمنام، داستانهاي بيشتري در گوش من و شما خوانده است! به همين دليل است كه گفته مي‌شود امروز يك برند، بايد خودش را يك ناشر ببيند (توضيح بيشتر: بازاريابي درونگرا و برند به عنوان ناشر)

 مسئله سوم، گرانتر شدن بسترهاي سنتي تبليغات است.  طي دهه اخير، برندسازي و بازاريابي و تبليغات و مفاهيم مشابه،‌ بيش از آنكه به نفع توليدكنندگان كالا و خدمات عمل كنند، به نفع رسانه‌هاي تبليغاتي عمل كردند. هر روز تقاضا براي تبليغات تلويزيوني بيشتر شد. هر كسي دوست داشت در روزنامه‌ها تبليغ كند. صاحب هر كسب و كار مربوط و نامربوطي، در آرزوي خود روزي را مي‌ديد كه نامش بر روي بيلبورهاي خياباني حك شود.

تقاضاي زياد، قيمت‌ها را هم افزايش داد و از سوي ديگر، مخاطب كه هر روز با حجم بيشتري از تبليغات مواجه بود، بيش از گذشته،‌ نسبت به تبليغات بي‌تفاوت شد. بيلبوردهاي خلاقانه كه زماني تصميم مشتري به خريد را شكل مي‌دادند، امروز به سختي حتي مي‌توانند لبخندي بر لب مشتري بياورند و ايده‌هاي تكراري هم مخاطب را دلزده كرده است.

 چهارمين مسئله اين بود كه آشنايي مخاطب‌ها با فرايند تبليغات و همينطور جزييات اجرايي و عملياتي آن، اثربخشي تبليغات را كاهش داد.  حالا ديگر خيلي سخت است كه به بيننده‌ي تلويزيوني بقبولانيد كه به عنوان يك كارآفرين موفق به تلويزيون دعوت شده‌ايد. هر كس كه در زير يك پله به دستفروشي هم مشغول بوده، پيشنهادهاي مختلف براي توليد مشترك برنامه‌ها را شنيده است و حتي تعرفه‌ها هم مشخص است. رپورتاژ آگهي در روزنامه‌ها ديگر كسي را هيجان زده نمي‌كند. مردم هنگام ديدن سريال‌ها، زمان دستشويي رفتن خود را با ساعت تبليغات تنظيم مي‌كنند! به عبارت ديگر، همزمان با گران شدن بسترهاي تبليغاتي، اثربخشي آنها هم كاهش يافته است.

 

وضع فضاي آنلاين و شبكه‌هاي اجتماعي هم بهتر نيست. قيمت فالور اينستاگرام مشخص است! بگوييد كه امروز چند فالور داريد و مي‌خواهيد هفته‌ي بعد چند فالور داشته باشيد تا فالور‌ها را با تخفيف به شما بفروشند! فالورهاي كم خاصيت در شبكه‌هاي اجتماعي زياد شده‌اند. همانهايي كه به روح سرگردان موسوم هستند. در صفحه فيس بوك خود ده هزار فالور داريد و مطلبي كه مي‌نويسد صد عدد لايك مي‌خورد. بخشي از مردم فقط كنجكاوي مي‌كنند و بخشي ديگر حتي همين كار را هم انجام نمي‌دهند. شبكه‌هايي مانند وايبر را هم كه همگي ديده‌ايم. در يك لحظه همزمان دو تبليغ در مورد كنسرت يك خواننده و عرضه مستقيم پوشك كودك دريافت مي‌كنيم. ايميل‌هاي گروهي هم كه به سرنوشت پيامك‌هاي گروهي دچار شده‌اند و هر كسي با كمي صرفه جويي در غذاي روزانه مي‌تواند بودجه‌اي براي ارسال پيام به همه هموطنان خود ذخيره كند!

بازاريابي محتوا، در چنين بستري شكل گرفت. سوال اصلي بازاريابي محتوا اين بود كه: چگونه مي‌توان از رسانه هاي قديمي به شيوه اي اثربخش و ارزان قيمت استفاده كرد؟ همچنين چطور مي‌توان از رسانه هاي جديد كه فعلاً بيشتر نقش اسباب بازي و سرگرمي ما را دارند، ابزارهايي ارزان اما اثربخش براي ارزش آفريني خلق كرد؟

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي محتوا
برچسب‌ها: بازاريابي محتوا،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

بازاريابي محتوا و افزايش سهم بازار
 
طي سه سال اخير، «محتوا» و «بازاريابي محتوا يا همان Content Marketing» يكي از اصطلاحاتي است كه به صورت گسترده در رسانه‌ها ديده مي‌شود. بازاريابي محتوا موضوع جديدي نيست، اما گسترش تكنولوژي و كاهش هزينه‌هاي «توليد و عرضه محتوا» باعث شده كه اين استراتژي به صورت جدي مورد توجه قرار بگيرد. البته كاهش هزينه، هميشه هم خبر خوبي نيست. گاهي هزينه ظاهرا پايين يك استراتژي تبليغاتي، باعث مي‌شود شركت‌ها و سازمان‌ها، زمان و دقت و انرژي كمتري را هم صرف اين نوع استراتژي‌ها كنند و به تبع آن نتوانند نتيجه مطلوب خود را كسب كنند.
در اين نوشته، به صورت كوتاه به چند مورد از نكات كليدي در حوزه «استراتژي محتوا براي بازاريابي» مي‌پردازيم.


گام اول – شناخت اوليه از «محتوا»: تعاريف علمي و آكادميك متفاوت و حتي متناقض، از «محتوا» كم نيستند، اما براي كسي كه مي‌خواهد «بازاريابي توسط محتوا» را بشناسد و به كار گيرد، يك نكته ساده وجود دارد: «محتوا همواره در يك بستر ارتباطي شكل مي‌گيرد». اگر شما با مشتريان خود از طريق پيامك ارتباط برقرار مي‌كنيد، بستر ارتباطي شما، زيرساخت‌هاي مخابراتي ارسال پيامك و محتوا، متني است كه براي مخاطب ارسال مي‌كنيد. يك مجله عمومي يا بولتن درون‌سازماني، يك بستر ارتباطي است و مقاله يا عكس يا مطلبي كه در آن منتشر مي‌شود نوعي از محتوا. شبكه‌هاي اجتماعي در فضاي آنلاين، يك بستر ارتباطي هستند و پيام‌ها و مطالبي كه در آنها منتشر مي‌شود نوعي از محتوا محسوب مي‌شود.
گام دوم– مدل ذهني مديران در مواجهه با محتوا: مارشال مك لوهان، از بزرگان و پيشگامان حوزه رسانه، در بررسي گام‌هاي توسعه بشر، تقسيم‌بندي جالبي ارائه مي‌كند. او مي‌گويد: زماني كه چرخ اختراع شد، بعضي آن را به‌عنوان يك ابزار مكانيكي ديدند. وسيله‌اي كه به كمك آن مي‌توان با نيروي كمتري وسايل را جابه‌جا كرد، اما بعضي ديگر آن را به عنوان يك مدل ذهني ديدند. آنها با خود فكر كردند: چرخ يعني جابه‌جايي و جابه‌جايي يعني اينكه من مي‌توانم بيشتر از نياز اطراف، محصول توليد كنم و آن را به دوردست‌ها ببرم و ديگران هم مي‌توانند محصولات خود را ساده‌تر به محل زندگي من برسانند. مك لوهان، معتقد است كساني كه چرخ را به عنوان يك «مدل ذهني» درك كردند، متوجه شدند كه با شكل‌گيري حمل‌ونقل، جوامع مي‌توانند از مدل سنتي توليد محلي همه مايحتاج، به سمت تخصص‌گرايي در توليد و بازرگاني محصولات حركت كنند. امروزه كم نيستند مديراني كه با شبكه‌هاي اجتماعي و فضاي وب و نشريات و رسانه‌هاي تبليغاتي، به‌عنوان يك «ابزار» برخورد مي‌كنند. در اين شرايط، مي‌بينيم كه ايميل، مشابه تراكت در نظر گرفته مي‌شود و بنر‌هاي تبليغاتي سايت‌ها چيزي شبيه بيلبورد. با اين تفاوت كه ابعاد آن به جاي متر، بر حسب پيكسل سنجيده مي‌شود. فضاي آگهي دادن داخل نشريات مكتوب هم در نگاه بسياري از مديران با «پوسترهاي ديواري» تفاوتي ندارد. شايد تنها ابعاد تغيير كرده باشد. بازاريابي بر اساس محتوا، تلاش و توصيه موكد بر استفاده از تكنولوژي‌هاي روز نيست. بلكه تاكيدي بر تغيير نگرش به كاركرد رسانه‌ها و ابزارهاي ارتباطي است.
گام سوم– مدل ذهني بازاريابي با استفاده از محتوا چه مي‌گويد؟ در اين مدل ذهني، محور اصلي تحليل‌ها بر اين فرض استوار است كه انسان امروز، تحت هجوم گسترده تبليغات قرار گرفته است. اگر زماني تبليغات مي‌توانست – هرچند براي كوتاه‌مدت - مزيتي رقابتي بوده و موجب ايجاد يا افزايش سهم بازار شده و فروش را گسترش دهد، امروز براي بسياري از شركت‌ها و سازمان‌ها، صرفا عامل «همپايي رقابتي» است. وقتي چند توليدكننده بزرگ محصولات يا خدمات مشابه، همگي تبليغ مي‌كنند، تبليغ كردن مشتري جديدي نخواهد آورد. اگرچه ممكن است تبليغ نكردن، مشتري‌هاي فعلي را از دست ما بگيرد. حاصل رقابت تنگاتنگ تبليغاتي كه صرفا به تلاش براي ساختن تبليغات خلاقانه و شعارهاي زيبا محدود باشد، اين مي‌شود كه گاه در شروع يك فيلم در سينما، سه تيزر تبليغاتي مي‌بينيد كه سه مجموعه مالي رقيب با خدمات مشابه را يكي پس از ديگري تبليغ مي‌كنند! با فرض پذيرش هجوم تبليغاتي و اينكه با حفظ استراتژي‌هاي قديمي تبليغاتي، هزينه تبليغات در مقايسه با نتايج آن، افزايش مي‌يابد، بايد راهكار تازه‌اي براي تبليغات و به شكلي كلان‌تر، بازاريابي، جست‌وجو شود.
گام چهارم – در «بازاريابي بر اساس محتوا» به «مشتري» چگونه نگاه مي‌شود؟ امروزه، مشتريان در مقايسه با دهه‌هاي گذشته، چند تغيير جدي داشته‌اند. يكي از مهم‌ترين تغييرات در مشتريان اين است كه به دليل تعدد عرضه‌كنندگان، قدرت چانه‌زني مشتري – به نسبت گذشته – افزايش يافته است. دومين مورد اين است كه مشتري در بازار امروز، خود را آگاه‌تر از مشتريان قديمي مي‌داند. حتي به فرض اينكه آگاهي‌هاي مشتري تخصصي نباشد، عمده مشتريان معتقدند كه مي‌توانند محصول و خدمات عرضه‌كننده را تحليل كنند. شايد دانش كسي كه خودرو مي‌خرد درباره ايمني خودرو، با‌توجه به توسعه تكنولوژي تغيير چنداني نكرده باشد، اما امروز بسياري از خريداران خودرو به‌سادگي درباره ايمني خودروها نظر مي‌دهند. تكنولوژي پيچيده‌تر شده و حتي بسياري از تفاوت‌هاي تكنولوژيك، اساسا براي مشتري به سادگي قابل درك و تشخيص نيست. اما مصرف‌كننده به سادگي حاضر است ساعت‌ها درباره تفاوت كيفيت محصولات برندهاي مختلف صحبت و بحث كند.
با اين فرض، بازاريابي بر اساس محتوا، معتقد است در اين دوره جديد، مشتري مي‌خواهد سهم بيشتري از تصميم‌گيري خريد داشته باشد. كمتر كسي حاضر است در جمع دوستان خود بگويد كه اين گوشي موبايل يا اين محصول غذايي يا اين وسيله خانگي را خريدم، چون ديدم خيلي براي آن تبليغ مي‌كنند. اگر چه ممكن است بخشي از تصميم‌گيري واقعا بر همين اساس شكل بگيرد، اما خريدار ترجيح مي‌دهد فهرستي بلندبالا و تخصصي از دلايل تصميم‌گيري خود داشته باشد.
 آنتونيو داماسيو از متخصصان برتر نورولوژي در جهان، در كتاب اشتباه دكارت مي‌گويد: انسان‌ها در نهايت و لحظه آخر، با استفاده از احساس خود تصميم مي‌گيرند، اما از تمام توان و دانسته‌هاي خود استفاده مي‌كنند تا توضيحي منطقي براي تصميم‌هاي خود بيان كنند.  با اين توضيحات، استراتژي بازاريابي توسط محتوا، مي‌خواهد با ارائه محتوا به مشتريان بالقوه كمك كند تصميم بهتري بگيرند.
گام‌ پنجم – تدوين استراتژي بازاريابي بر اساس محتوا: استراتژي بازاريابي براساس محتوا، در سه بخش تدوين مي‌شود كه هر بخش، هدف متفاوتي را تعقيب مي‌كند. بخش نخست كه معمولا «ايجاد آگاهي» يا «Awareness»‌  ناميده مي‌شود، صرفا با اين هدف انجام مي‌شود كه مصرف‌كنندگان «بدانند» برند ما هم در بازار حضور دارد. ممكن است يك شركت تبليغاتي،‌ صفحه‌اي در شبكه‌هاي اجتماعي به محصولات خود اختصاص دهد. صرف اينكه نام و لوگو محصول در كنار اين محتوا ديده مي‌شود، آگاهي عمومي از حضور برند در بازار را افزايش مي‌دهد، ضمن اينكه به دليل عدم ايجاد فشار مستقيم براي متقاعدسازي، مخاطب احساس بهتري دارد.
در بخش دوم استراتژي بازاريابي بر اساس محتوا، هدف «جدي گرفته شدن» يا «Consideration»  است. حالا صاحب يك كالا يا خدمت يا برند، انتظار دارد زماني كه مشتري بالقوه قصد تصميم‌گيري براي خريد دارد، محصول او نيز در فهرست گزينه‌ها باشد. زماني كه در يك فيلم سينمايي،‌ دو خودرو بارها و بارها در كنار هم قرار گرفته و مسيري را طي مي‌كنند و مخاطب، ناخودآگاه به مقايسه ذهني آنها مي‌پردازد، عملا «يك محتواي تبليغاتي با استفاده از فيلم با هدف جدي گرفته شدن در فهرست گزينه‌ها» عرضه شده است.
بخش سوم استراتژي بازاريابي براساس محتوا، «تبديل شدن به مشتري واقعي» يا «Conversion» محسوب مي‌شود. جايي كه با استفاده از يك محتوا، مشخصا تلاش مي‌شود كه مشتري قانع شود، عرضه‌كننده اين محتوا، بهترين گزينه موجود است.
نكته پاياني – با توجه به موارد فوق، همان‌گونه كه به سادگي قابل درك است توليد محتوا و بازاريابي براساس محتوا، بيشتر از آنكه يك كار فني تخصصي با استفاده از امكانات وب باشد، يك فلسفه تبليغاتي است؛ البته بديهي است كه وب به دليل ارزان كردن هزينه اجراي اين استراتژي و امكان كنترل و ارزيابي سريع از اثربخشي آن، در اين حوزه به‌شدت موردتوجه است. امروزه‌ بازاريابي براساس محتوا، به اندازه كافي پذيرفته شده و مورد استفاده قرار گرفته است. به‌عنوان مثال، اكثر شركت‌هاي توليدكننده مكمل‌هاي غذايي، سايت‌ها و مجلات و مقالات متعدد درخصوص آموزش رژيم غذايي مناسب هم دارند. دنيا امروز به سمت گام بعدي پيش مي‌رود: بازاريابي خود محتوا! حالا شركت‌هايي كه همگي محتوا توليد كرده‌اند بايد مخاطب را قانع كنند محتواي آنها را به محتواي ديگران ترجيح دهد. تصميم‌سازي در ادامه اين مسير، به آرامي و به‌صورت ناخودآگاه انجام خواهد شد.
 

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي محتوا
برچسب‌ها: بازاريابي محتوا،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

بازاريابي محتوا

ما به شما كمك مي كنيم تا محتوائي بهتر داشته باشيد.

مردم هميشه به دنبال محتوائي بهتر هستند تا به آنها در خريد كالا، انتخاب سرويس بهتر و يا شناختن يك برند كمك كند. بازاريابي بر اساس محتوا، حال و آينده بازاريابي است. تبليغات اينترنتي ديگر جذابيت گذشته را ندارد. مي توات محتواي خوب را به سوخت وب سايت تشبيه كرد كه براي شما ترافيك هدفمند به ارمغان مي آورد.

بازاريابي محتوا يا Content Marketing هنر ارتباط با مشتري است. ديگر نياز نيست به فروش فكر كنيد. نيازي به تبليغ مستقيم روي محصول نداريد و تنها با ايجاد محتوايي كه كاربر و مشتري به دنبال آن است، مانند بررسي محصول، توضيح در مورد مزايا و معايب آن و ارائه تصاوير مناسب، سعي در ايجاد اعتماد، ايجاد جذابيت و در نهايت تبديل وي به خريدار محصول يا سرويس كنيد.

چه چيزي باعث مي شود مردم از خواندن مطلب شما لذت ببرند؟

وقتي مخاطب بداند كه اين مطلب دقيقا براي او و حل يك مشكل احتمالي نوشته شده باشد، تا انتهاي مطلب در كنار شما خواهد ماند و احتمالا محتواي توليدي شما را با دوستانش هم به اشتراك ميگذارد.

يك نوشته جديد كافي است؟

اين روزها ديگر نميتوان به صرف نوشتن مطالب جديد سايت را براي مخاطبانمان جذاب كنيم. محتواي ما به غير از جديد بودن بايد جذاب و كاربردي هم باشد. نگران كپي شدن مطلبتان نباشيد. تقريبا هيچ راهي براي جلوگيري از كپي كردن مطلب وجود ندارد. اما خوشبختانه ما مي توانيم كپي كاران را نقره داغ كرد. گذشته از اينها، وقتي محتواي جذاب و منحصر به فردي را براي جذب مشتريان جديد مي نويسيد مي توانيد مطمئن باشيد كه كپي شدن مطلب به شما بيشتر كمك خواهد كرد.

محتوا فقط مقاله نيست!

يك ويدئوي كوتاه با كيفيت، پادكست، اينفوگرافي، ويدئو گرافي و نظاير آن هم مانند نوشتن يك مقاله كمك مي كند تا فرآيند بازاريابي شما كامل تر شود. فقط بايد بدانيد كجا و چگونه از محتواي درست استفاده كنيد.

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي محتوا
برچسب‌ها: بازاريابي محتوا،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

هفت نكته قابل ملاحظه در بازاريابي محتوا براي كسب و كارهاي كوچك
 

كسب و كارهاي كوچك به لحاظ تاريخي به سختي خودشان را با استراتژي بازاريابي محتوا كه توسط بازاريابان طراحي مي شود تطبيق مي دهند. استفاده از تكنيك هايي چون سئو (بهينه سازي موتورهاي جستجو) در سال هاي اخير براي كسب و كارهاي كوچك از اهميت دوچنداني برخوردار شده است. محتوا مورد نياز جهت توليد ممكن است توسط پرسنل شركت و يا آژانس هاي توليد محتوا انجام مي گيرد.

در ادامه به ۷ نكته قابل ملاحظه جهت استفاده از بازاريابي محتوا اشاره مي كنيم.

۱- جهت پياده سازي بازاريابي محتوا از تقويم استفاده كنيد.

داشتن يك استراتژي مشخص براي انتشار محتوا  در بسياري از مواقع ناديده گرفته مي شوند. ۶۱% از بازاريابان به اين مساله كه توليد محتوا زمان بر مي باشد اذعان داشته اند، ولي تنها ۴۴% از آنان گفته اند كه داراي استراتژي براي توليد و انتشار محتوا هستند. داشتن يك تقويم براي تهيه محتوا براي يكماه مي تواند گام نخست باشد.

۲- اثربخشي محتوا را اندازه گيري كنيد.

پيش از آنكه به وب سايت هاي ديگر سر بزنيد، محتواهايي را كه در گذشته داشته ايد بررسي كنيد، پس از آن به ابزار آناليزور گوگل (Google Analytic) سر بزنيد و صفحاتي كه بيشترين ترافيك را داشته اند بررسي كنيد تا به كمك آن به محتوا مدنظر كاربران برسيد.

همچنين به كمك آمارهايي كه از شبكه هاي اجتماعي دريافت مي كنيد به اندازه گيري بازخورهاي كاربران بپردازيد. لايك كردن (Like)، نشر (Share) از جمله مواردي است كه محبوبيت محتوا شما را نشان مي دهد. به كمك اين ابزارها مي توانيد روند مناسب براي هر چه بهتر شدن محتواي مدنظر خود را نسبت به گذشته داشته باشيد.

۳- از روندهاي شبكه هاي اجتماعي براي توليد خبر استفاده كنيد.

شبكه هاي اجتماعي براي موضوع سازي جديد در حال حاضر بسيار اثربخش اند. حول و حوش اتفاقات روزمره اي كه در شبكه هاي اجتماعي قرار دارند مطالبي به اشتراك بگذاريد. مطالب با ارزش كه كاربران دنبال آن هستند را توليد كنيد. شبكه هاي اجتماعي چون توئيتر و فيس بوك داراي نمودارهايي هستند كه روند اخبار را مشخص مي كنند. از اين ابزارها نيز بهره ببريد.

از زواياي مختلف محتواهاي خود را توليد كنيد و در رسانه هاي مختلف به انتشار ويديو و اينفوگرافي بپردازيد.

۴- نظر سنجي كنيد.

يك خبر را با نظر سنجي توليد كنيد. از مردم بابت مقاله، اينفوگرافي و … سوالاتي را بپرسيد تا نيازهاي مشتري خود را درك كنيد. اين مساله براي شما بازديد و بك لينك به همراه خواهد داشت. نظر سنجي هاي خودتان را مي توانيد از طريق وب سايت هايي چون Survey Monkeyو يا Google Consumer Survey در اختيار مشتريان قرار دهيد.

۵- محتوا تصويري خود را بهينه نماييد.

همان گونه كه در سئو تمركز بر متني است كه توسط موتور جستجو تشخيص داده مي شود. در محتواي تصويري بيش از هر چيز جلب توجه فردي كه مي خواند داراي اهميت است. مخاطبان اساساً به محتواي تصويري بيشتر ارتباط برقرار مي كنند. ۹۰ درصد اطلاعاتي كه وارد مغز انسان مي شود از طريق تصوير مي باشد و محتواهايي كه از تصاوير بهره برده اند، بيش از ۹۴ درصد بيشتر خوانده شده اند تا محتواهايي بدون تصوير.

مطالعات انجام شده توسط بازاريابان در Marketing Sherpa نشان مي دهد كه سريع ترين راه انتقال محتوا، استفاده از تصاوير مي باشد. از اينفوگرافي كه توسط آمار و اطلاعات غني شده استفاده كنيد. تا مخاطبان خود را وفادار سازيد.

۶- بلاگي براي نشر ويديوهاي خود استفاده كنيد.

يك راه ديگر براي تداوم در توليد محتوا اثربخش، توليد ويديو مي باشد. ۷۸ درصد مردم اذعان داشته كه آخر هفته ها به صورت آنلاين ويديو مشاهده مي كنند. و ۵۵ درصد نيز به صورت روزانه به مشاهده ويديو هاي آنلاين مي پردازند. راه اندازي يك بلاگ كاري پر هزينه و زمان بر نمي باشد. ويديو هاي كوتاه و خلاصه راه حل ساده اي هستند. كه خيلي ساده مي توان آن را با وب كم تهيه نمود.

ساخت بلاگ به تدوين و كوتاه سازي احتياج دارد و بلافاصله در شبكه هاي اجتماعي چون يوتيوب، آپارت و … منتشر كنيد. براساس مطالعات انجام شده توسط Animoto محتوا ويديو به ۷۳ درصد مشتريان جهت خريد و محصول و يا خدمت كمك كرده است.

۷- محتواهاي گذشته را به روزرساني كنيد.

تحقيق كردن و جستجو در مورد يك موضوع جديد فرآيندي زمان بر مي باشد، محتواهايي كه در گذشته توليد و نشر كرده ايد را بازنويسي كنيد، بسته هاي محتوايي غني براي خوانندگان خود توليد كنيد.

نتيجه گيري

در كسب و كارهاي كوچك خلق ايده جديد كار دشواري مي باشد، استفاده از ظرفيت هاي شبكه هاي اجتماعي و ابزارهايي چون Google Analytic مي تواند راهكاري مناسب را در اختيار شما قرار دهد. همچنين باتوجه به هزينه پايين در توليد ويديو و عكس و اينفوگرافي و روند رو به رشد اين نوع از محتوا، استفاده از اين نوع مي تواند كمك شاياني به كسب و كارهاي كوچك بكند.

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي محتوا
برچسب‌ها: بازاريابي محتوا،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

10 مورد از بهترين رويه‌هاي بازاريابي محتوا
 
بازاريابي محتوا اصطلاح بسيار جديدي براي يك مفهوم بسيار قديمي است: مشتري‌هاي خود را با اطلاعات و آموزش‌هايي كه آنها مي‌خواهند، احاطه كنيد تا حس كنند براي تجارت با شما انگيزه دارند.
 امروزه، ما از هر زمان ديگري روش‌هاي بيشتري براي انجام اين كار داريم. بلاگ‌ها، وب‌سايت‌ها، رسانه‌هاي اجتماعي، ويدئو، ايميل، روزنامه‌هاي الكترونيك و غيره. اين ابزارها به بازارياب‌ها امكان مي‌دهند تا خود به نوعي به انتشار‌دهنده اطلاعات تبديل شوند و بسيار مقرون به صرفه‌تر  و گسترده‌تر از كانال‌هاي ارتباطي سنتي چون نامه‌نگاري مستقيم، تبليغات و روابط عمومي هستند.
بازاريابي محتوا معايبي نيز دارد. اين نوع بازاريابي نمي‌تواند رابطه علت و معلولي مستقيمي ايجاد كند؛ يعني داشتن يك وبلاگ معمولا منجر به فروش مستقيم نخواهد شد. همچنين اندازه‌گيري نتايج معمولا كار دشواري است؛ از اين نظر بازاريابي محتوا چيزي شبيه روابط عمومي است. هر برنامه- بازاريابي بايد از طيفي از كانال‌ها براي دسترسي به مشتري استفاده كند و از اين‌رو پيام‌هايش از منابع چندگانه تامين مي‌شوند.
 بازاريابي محتوا يكي از ابزارهاي متنوعي است كه به وسيله آن يك شركت مي‌تواند پيام‌هايش را به مشتري‌هاي خود ارسال كند و آنها را براي خريد متقاعد كند.
در فعاليت‌ها و برنامه‌هايتان براي بازاريابي در مورد اينكه مشتري‌هايتان چه كساني هستند و به چه چيزي نياز دارند، آگاه باشيد و همواره پيام‌رساني‌ها و اهداف روشني براي هر كاري كه انجام مي‌دهيد، داشته باشيد.
 
1. از بحث‌هاي فروش پرهيز كنيد


بازاريابي محتوا ربطي به فروختن چيزي ندارد. اگر فقط به صحبت در مورد اينكه محصول يا خدمات شما چقدر عالي است بپردازيد، مشتري‌ها  به سرعت پيام‌تان را رد مي‌كنند. شما بايد بينش و اطلاعاتي را كه مشتري‌هايتان نياز دارند، ارائه دهيد. اگر كسب‌و‌كار شما در زمينه فروش پرده و تجهيزات آن است، ويدئوهايي توليد كنيد كه به مشتري‌ها نشان بدهد چگونه ميله‌پرده‌ها و آويزهاي كوتاه را نصب كنند. به اين ترتيب مي‌توانيد منبعي از اعتماد و حسن‌نيت را كه به هيچ روش ديگري نمي‌توان به دست آورد، بسازيد.
 
2.محتوايي ايجاد كنيد كه نقاط اصلي را پوشش دهد


ايجاد محتواي اصلي مي‌تواند زمانبر و پرهزينه باشد. شما بايد گنجينه‌اي از محتوا داشته باشيد كه آماده كشف باشد. كتابخانه مقالات آموزشي، پژوهشي، ارائه‌ها و ويدئوهاي خود را جست‌وجو كنيد. از حيطه خاص خود خارج شويد تا ببينيد كه آيا حيطه‌هاي ديگر سازمان محتوايي دارند كه به اين منظور آنها را بررسي كرد يا نه. در صورتي كه شانس داشته باشيد مي‌توانيد محتواي موجود را براي استفاده در كانال‌هاي مختلفي كه داريد بازتوليد كنيد و ديگر مجبور به توليد محتواي جديد نخواهيد بود. 
به هنگام تهيه (يا بازتوليد) محتوا، به ياد داشته باشيد كه مشكلات مشتري‌ها بايد رفع شود، اطلاعاتي كه آنها نياز دارند را انتخاب كنيد و آنچه را كه ممكن است آنها را از خريد كردن باز دارد حذف كنيد. براي نمونه اگر در يك كسب‌و‌كار خرده‌فروشي بهبود محيط خانه مشغول هستيد، ممكن است مشتري‌هايي داشته باشيد كه ازپروژه‌هاي نوآورانه خوششان بيايد و نحوه سروكار داشتن با آنها را درك كنند. به اين ترتيب مشتري‌هاي بيشتري  به شما در مورد اطلاعات خوب و پاسخ به سوال‌هايشان اعتماد مي‌كنند و تمايل بيشتري به انجام معامله با شركت شما در آينده خواهند داشت.
 
3. تنظيم سوالات و پاسخ‌ها براي ايده‌سازي محتوا


كار را از وب‌سايت خود آغاز كنيد. وب‌سايت شما جايي است كه اغلب مشتري‌ها جست‌وجوي اطلاعات خود را از آنجا آغاز مي‌كنند. مطمئن شويد كه محتواي وب‌سايت شما كامل و مفيد است. سوالات مشتري‌ها را رصد كرده و مطمئن شويد كه مي‌توانند به سهولت به پاسخ‌هاي موجود در سايت شما دسترسي داشته باشند. برخي انواع كسب‌وكارها مي‌توانند از يك «ستون» تعاملي استفاده كنند كه در آنجا سوالاتي را مطرح كنند و پاسخ‌هاي سريعي دريافت كنند، همه اينها روي سايت منتشر مي‌شوند. سوالات مشتري‌ها و حتي شكايت‌هاي آنها روشي عالي  براي به دست آوردن بينشي در مورد نوع محتوايي كه مشتري‌ها مي‌خواهند، محسوب مي‌شود.
 
4. براي كسب‌وكار خود يك  وبلاگ طراحي كنيد


زماني كه وب‌سايت‌تان داراي محتواي مفيد و غني شد، طراحي يك وبلاگ را آغاز كنيد. اين وبلاگ بايد از (SEO) بهره ببرد كه  به معناي بهينه‌سازي سايت براي سهولت بررسي موتورهاي جست‌وجو است و بايد روي وب‌سايت شما ميزباني شود. اگر وبلاگ شما روي يك سرويس وبلاگ‌دهي ميزباني مي‌شود هر كليك و «لايك» كه مشتري‌ها انجام دهند به سرويس‌دهنده مي‌رسد و نه شركت شما. وبلاگ شما بايد هر هفت تا 10 روز با محتواي جديد به‌روز شود تا افراد مجددا به آن سر بزنند. فراموش نكنيد كه انتشار پست‌هاي جديد وبلاگ را روي توئيتر، گوگل‌پلاس و ديگر رسانه‌هاي اجتماعي كه با كسب‌و‌كار شما مرتبط هستند، منتشر كنيد. اغلب نرم‌افزارهاي وبلاگ‌نويسي همواره  اين كار را به طور خودكار انجام مي‌دهند.
 
5. باز توليد محتواي وبلاگ براي توليد مقالات آموزشي


مقالات آموزشي مطالب طولاني‌تري هستند كه جزئياتي بيشتر از پست‌هاي وبلاگ دارند. اين مطالب مي‌توانند به روش‌هاي مختلفي توزيع شوند.
• دسترسي‌پذيري را در توئيتر، گوگل‌پلاس و... با پيوند به موضوع در سايت خود اعلام كنيد.
• وبلاگي ايجاد كنيد كه برخي از ويژگي‌هاي عالي شما را برجسته كند و به مقالات آموزشي‌تان پيوند داشته باشد.
• يك ويدئوي يوتيوب (سه دقيقه‌اي يا بيشتر) تهيه كنيد كه نكات اصلي  را شامل شود و پيوندهايي به موضوعتان ايجاد كنيد. اين كار لزوما نبايد پرهزينه باشد، ولي بايد متن خوبي داشته باشد. 
 
6. ويدئو را امتحان كنيد.


ويدئوها علاوه بر تبليغ مقالات آموزشي، روشي عالي براي ارائه محتواي شما در بازار هستند. شما بسته به ماهيت كسب‌وكار خود مي‌توانيد به مشتري‌ها در مورد نوع محصول يا خدمات خود آموزش بدهيد و به آنها نشان دهيد كه چگونه از محصولات شما استفاده كنند يا صرفا ديدگاه خود را بيان كنند. اينها مي‌توانند درسايت شما، روي يوتيوب، فليكر، و راه‌هاي ارتباطي ديگر پست شوند. به ياد داشته باشيد كه ويدئوهاي خود را تا حد امكان كوتاه و جذاب بسازيد.
 
7. ارتقاي محتوا از طريق رسانه‌هاي اجتماعي


رسانه‌هاي اجتماعي يكي از بهترين روش‌ها براي توزيع محتوا هستند و از آنها مي‌توان به انواع روش‌ها استفاده كرد: 
• تكه‌هاي كوتاهي از محتواي بازاريابي خود را انتخاب كنيد و آنها را در توئيتر و گوگل‌پلاس... منتشر كنيد و به محتواي كامل پيوند بدهيد.
 
8. تنظيم محتوا براي يك خبرنامه‌ الكترونيك


از افراد بخواهيد تا براي يك خبرنامه‌ الكترونيك ثبت‌نام كنند و خبرنامه را بدون اجازه برايشان نفرستيد. محتواي خبرنامه مي‌تواند بخش‌هاي منتخبي از محتواي جذاب باشد. اين خبرنامه را ساده، با گرافيك سبك و بهينه براي مشاهده روي موبايل تنظيم كنيد. به خاطر داشته باشيد كه اطلاعاتي را به مشتري‌ها بدهيد كه مي‌توانند براي حل مشكلات خود در زندگي و كارشان مورد استفاده قرار دهند.
 
9. بهبود عناوين براي سايت


هنگامي كه آماده انتشار محتواي خود هستيد به خاطر داشته باشيد كه  بايد آنها را براي سايت طوري بهينه كنيد كه افراد بتوانند آن را بيابند. عناوين بسيار مهم هستند چون تقريبا همه آن چيزي است كه مردم در فهرست‌بندي موتور جست‌وجو مي‌بينند، بنابراين بايد جذاب باشند. پس عنوان مطلب شما بايد هم براي خواننده فريبنده باشد و هم شامل كليدواژه‌هايي باشد كه مردم هنگام جست‌وجو كردن براي آن موضوع به كار مي‌گيرند (تا به موتورهاي جست‌وجو امكان بدهد تا محتواي شما را در زمينه ‌مناسب بيابند). عنوان‌ها اغلب پس از نوشتن مطلب انتخاب مي‌شوند، اما به همان اندازه كه به متن دقت كرده و توجه داريد، نيازمند توجه هستند. براي اين كار زمان بگذاريد و آن را سرسري نگيريد. 
فكر كنيد كه كدام كليدواژه‌ها بايد در عنوان باشند و سپس چيزي كه جالب توجه باشد را انتخاب كنيد. اگر موتور جست‌وجو محتواي شما را به طور مطمئني ارائه دهد، اما خواننده فكر كند كه خواندن مطلب خسته‌كننده است، دستاورد مهمي محسوب نمي‌شود. عنوان بايد برآيند طبيعي مطلب باشد: اگر مطالب طنز داريد يك عنوان خنده‌دار انتخاب كنيد. 
 
10.به اصول گرامري و تلفظي دقت كنيد


به پايه‌هاي گرامري، تلفظ و ديگر قواعد درست نوشتن متعهد باشيد. اينكه محتواي شما از نظر ادبي صحيح باشد و داراي ساختار و ويرايش مناسبي باشد، حائز اهميت است. بد نوشتن، غلط تايپي و گرامر ضعيف خواننده‌ها را از متن زده مي‌كند. 


 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي محتوا
برچسب‌ها: بازاريابي محتوا،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

4 راه براي پياده‌سازي استراتژي بازاريابي محتوا
 
راه‌اندازي يك وبلاگ يا داشتن يك استراتژي براي بازاريابي محتوا كار غيرممكني به نظر نمي‌رسد. كافي است بفهميد كه مخاطب شما واقعا چه مي‌خواهد. براي اين كار مي‌توانيد از ابزارهايي چون آناليزور گوگل (Google Analytic) استفاده كنيد. استفاده از تجربيات و تحقيقات ديگران نيز مي‌تواند در اين خصوص مفيد باشد.
امروزه اطلاعات در هر جايي در دسترس است؛ اما در گذشته نتايج يك كسب‌وكار به راحتي قابل مشاهده نبود. اگر چشم و گوش‌تان را باز كنيد به راحتي مي‌توانيد اطلاعات مورد نياز خود را از طريق تحقيقات به‌دست آوريد. در ادامه ليستي را به شما معرفي مي‌كنيم كه درآن تعدادي از آمارها و نكات مفيد در مورد بازاريابي محتوا و نحوه اجرا آن را ذكر كرده‌ايم: 


1) پست‌هاي طولاني‌تري بنويسيد: همه ما بحث‌هايي در مورد اندازه يك پست مناسب شنيده‌ايم كه گفته مي‌شود بايد كوتاه و بين 300 تا 800 كلمه باشند؛ اما اين موضوع درست نيست. تا جايي كه مي‌توانيد پست‌هاي طولاني‌تري بنويسيد. بر اساس آمار سايت ابزار تحقيقاتي Serp IQ طول ايده‌آل يك پست 2000 كلمه است. بررسي‌هاي Serp IQ نشان مي‌دهد كه 10 وبلاگ برتر، مقالاتي با بيش از 2000 كلمه داشته‌اند و وبلاگ اول مقاله‌اي با 2 هزار و 450 كلمه داشته است. 
آمارها نشان مي‌دهند با كاهش محتوا (كم شدن تعداد كلمات) در هر پست، ميزان جست‌وجو براي آن نيز به شدت كاهش مي‌يابد. 
اين پديده در رتبه‌بندي وبلاگ و تكنيك‌هاي سئو 
(SEO كه مخفف Search Engine Optimization و به معناي بهينه‌ سازي موتور جست‌وجو است و به عملياتي گفته مي‌شود كه براي بيشتر ديده شدن يك سايت در نتيجه جست‌وجوي كلمات انجام مي‌شود) بسيار تاثيرگذار است؛ چراكه تعداد بك‌لينك‌هاي (به پيوندهايي گفته مي‌شود كه از سايت‌هاي ديگر به سايت شما داده مي‌شود. هر چه بك‌لينك بيشتري به سايت شما روانه شود، سايت‌تان محبوب‌تر خواهد بود) بيشتري جذب پست‌هاي طولاني مي‌شود. بك لينك‌هاي بيشتر اهميت آن پست را نشان داده و باعث قرار گرفتن آن در رتبه‌هاي بالاي موتورهاي جست‌وجو مي‌شود. پست‌هاي طولاني‌تر مي‌تواند از نظر شبكه‌هاي اجتماعي بسيار مفيد باشد. نيل پاتل پس از بررسي و مطالعه روي 327 پست و تقسيم آنان به پست‌هاي 1500 كلمه‌اي به بالا و 1500 كلمه‌اي به پايين، به اين نتيجه رسيد كه: پست‌هايي كه به‌طور متوسط بيش از 1500 كلمه‌اي بوده‌اند، توانسته‌اند 68 درصد بيشتر توييت شوند و 22 درصد بيشتر لايك فيس‌بوك دريافت كنند. 
طبق اين مطالعه، نوشتن مقاله‌هاي طولاني باعث افزايش ترافيك و بهبود رفتار موتورهاي جست‌وجو و شبكه‌هاي اجتماعي مي‌شود. فراموش نكنيد كه نبايد پرگويي كنيد؛ چون افراد مطالب را صرفا به‌دليل طولاني بودن به اشتراك نمي‌گذارند، بلكه مطالبي را كه مفيد است بازنشر مي‌كنند. 
مطمئن شويد كه پست شما از نظر كيفيت از ابتدا تا انتها مناسب است. عنوان‌ها را پررنگ كنيد و از تصاوير بي‌نظير استفاده كنيد.

 
2) از تصاوير بيشتر استفاده كنيد: براساس گزارش‌هاي استخراج‌شده از شبكه‌هاي اجتماعي در سال 2014 بيش از 60 درصد بازاريابان از تصاوير و اينفوگرافي استفاده كرده‌اند. همچنين آمارها نشان مي‌دهد 68 درصد بازاريابان دوست دارند از تصوير براي معرفي محصولات خود استفاده كنند. 
رشد شبكه‌هاي اجتماعي مانند Pinterest، Instagram، Tumblr اهميت تصويرسازي را در بازاريابي محتوا نشان مي‌دهد. 
آمريكايي‌ها بيش از يك ساعت و 17 دقيقه در ماه روي Pinterest و يك ساعت و 38 دقيقه در Tumblr به سر مي‌برند كه در مجموع بيش از مدت زماني است كه در Google Plus، My Space، Linkedin و Twitter صرف مي‌كنند. در اين ميان Instagram بيشترين ضريب رشد را در شبكه‌هاي اجتماعي دارد.
متعجب نخواهيد شد اگر بدانيد 65 درصد مردم از طريق تصوير نكات جديد مي‌آموزند. براساس تحقيقاتي كه زابيسكو ارائه كرده، 90 درصد اطلاعاتي كه به مغز انسان منتقل مي‌شود از طريق تصاوير است. اين مساله اهميت و ضرورت تصاوير در بازاريابي محتوا را نشان مي‌دهد.
طبق گزارش‌هاي سايت Seo Moz، محتواهايي كه فقط از عكس تشكيل شده، توانسته‌اند بك لينك‌هاي بيشتري نسبت به ويدئو و تركيب عكس و ويدئو كسب كنند.


3) اينفوگرافي طراحي كنيد: حجم جست‌وجوهاي اينفوگرافي در موتورهاي جست‌وجو بيش از 800 درصد افزايش يافته و ميزان توليد اينفوگرافي به صورت روزانه يك درصد افزايش مي‌يابد. اينفوگرافي يك راه عالي براي خاموش كردن عطش مخاطبان تصويري است. 
مطمئن باشيد كه كيفيت اينفوگرافي با گراف، نمودار، عدد و مقدار كمي متن افزايش مي‌يابد. براي تهيه اينفوگرافي‌هاي ساده اگر داراي تجربه نيستيد يا طراحي زبده سراغ نداريد، از پاورپوينت كمك بگيريد. 


4) فايل صوتي منتشر كنيد: صدا چه چيزي مي‌تواند به مخاطبان بدهد كه فايل‌هاي متني، تصويري و ويدئويي نمي‌توانند؟ فايل‌هاي صوتي به توجه كامل نياز ندارند. وقتي كه شما پستي از يك وبلاگ را مي‌خوانيد، اينفوگرافي مي‌خوانيد يا ويدئويي مي‌بينيد، چشم‌ها بايد بر روي صفحه نمايش خيره شود؛ ولي هنگام گوش دادن به فايل صوتي مي‌توانيد به كارهاي روتين روزانه خود بپردازيد. 
اين ويژگي باعث گسترش تقاضا براي استفاده از فايل صوتي شده است. براساس گزارش‌هاي به دست آمده، تنها 6 درصد بازاريابان از فايل صوتي استفاده مي‌كنند. انتشار فايل صوتي به‌‌رغم پتانسيل بالا، به تلاش زيادي در زمينه‌هايي چون تحقيق، شبكه‌سازي، دعوت از ميهمانان، آماده كردن سوالات و ... نياز دارد.به هر حال مخاطبان و بازاريابان راه ساده‌اي براي توليد محتوا ندارند. توليد محتواي مناسب نيازمند شناسايي روندهاي جاري است تا به كمك آن به ارتقاي توان برندسازي پرداخت. 

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي محتوا
برچسب‌ها: بازاريابي محتوا،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

بازاريابي محتوايي چيست؟ 

اين كه براي موفقيت در بازاريابي، نيازمند به برقراري ارتباط با مشتري هستيم، واقعيتي است كه احتمالاً براي شما بسيار تكراري است ! اما پاسخ به اين سوال كه چگونه ارتباط مذكور را
بايد ايجاد كنيم، احتمالاً براي شما جذاب باشد. content marketing يا «با ز ا ريابي محتوايي» يا به عبارتي «با زاريابي ا ز طريق محتوا» يكي از جديدترين روشهاي برقراري اين ارتباط
با مخاطبان است.
اگر بخواهيم همين ابتداي كار، يك تعريف ساده از بازاريابي محتوا بدهيم بايد اين شكل جديد از بازاريابي را «يك تكنيك بازاريابي براي توليد و انتشار محتواي مرتبط و ارزشمند به منظور
جذب، تصاحب و درگير نمودن جامعه هدف با هدف خلق ارزش از اين جامعه» بدانيم.
نگارنده اين مطلب، بازاريابي محتوا را هنر برقراري ارتباط با مشتريان و مخاطبان بدون فروختن محصول يا خدمتي ميداند، ارتباطي ممكن است در مراحل بعدي منجر به فروش محصول يا
خدمت گردد. روح حاكم بر فلسفه بازاريابي محتوا، باور به اين موضوع است كه اگر صاحبان كسب و كار محتواي ارزشمند (نه محتواي تبليغاتي) را به صورت دائم در اختيار مشتريان قرار
دهند، آنها نيز به پاس حس اعتماد و تعلقي كه به توليد كننده محتوا پيدا مي كنند، با خريد از خدمات يا محصولات صاحب كسب و كار به آنها جايزه مي دهند.
بازاريابي محتوايي موضوعي است كه به اعتقاد نگارنده بسيار موثر، پركاربرد، كم هزينه و كاملاً جديد است. در واقع ناب و بكر بودن اين روش از بازاريابي هم از لحاظ تئوريك جذابيت دارد
و قابليت پژوهش براي مقالات علمي را دارد هم به دليل كاربردي و اجرايي بودن آن ميتواند براي بسياري از كسب و كارهاي ايراني يك راه حل بي بديل باشد . امروز برخي از شناخته
شده ترين برندهاي دنيا بخش قابل توجهي از بودجه بازاريابي و تبليغات خود را بر روي اين شيوه از بازاريابي سرمايهگذاري نموده اند. از جمله شركتهاي شناخته شده كه از اين تكنيك
بازاريابي بهره برده اند مي توان به P&G (باP&G بيشتر آشنا شويد)، مايكروسافت،Cisco System و John Deer اشاره كرد. بررسي نمونه هاي بازاريابي محتوايي اجرا شده در سطح جهان
و نمونه هاي موفقي كه توسط تيم پايگاه اطلاع رساني صنعت در ايران پياده شده است، از موضوعاتي است كه در مطالب بعدي به طور كامل به آن پرداخته خواهد شد، اما در اينجا قصد
داريم، اشاره به فعاليتهاي كوكاكولا و Procter & Gamble در زمينه Content Marketing كنيم.
سايت life goes strong پورتال محتوايي وابسته به P&G است (براي اثبات اين موضوع مي توانيد بخش Privacy & Policy سايت را بخوانيد) اما اين سايت براي موفقيت چه كارهايي
كرده است كه تبديل يكي از سايتهاي پربيننده امريكاي شمالي شده است و چه فايده اي را برايP&G داشته است؟ در ادامه پاسخ اين سوال را خواهيد يافت :
شناسايي دقيق خو انندگان هدف
اين سايت با دقت ويژه اي گروه مشخصي از جامعه را انتخاب نموده و براي آنها محتوا توليد نموده است. گروه هاي متوسط جامعه كه زندگي خوبي دارند اما كماكان براي قويتر شدن بسيار
انگيزه دارند. اين گروه عموماً بين 45 تا 60 سال هستند.
شناسايي دقيق مشكلات جامعه هدف
يك نگاه گذرا به دسته بندي سايت، بيندازيد. سلامتي، خانواده، خانه داري، تكنولوژي موضوعات اين سايت است. حال اگر به تيتر مطالب دقت كنيد، بهتر به هدف توليدكنندگان محتوا پي مي
بريد، چگونه از سرطان پروستات جلوگيري كنيم (مردان بالاي 40 سال)، آماده شدن براي بازنشستگي. تمام موضوعاتي كه به مخاطبان مورد نظر اين گروه مرتبط مي شود را در اين سايت به
صورتي كاملاً منطقي مي بينيد و اساساً خبري از تبليغ نيست !

به دقت به موضوع پيشگيري از بيماريها و راه حلهاي دقيق براي حل مشكلات جامعه هدفش پرداخته است. همچنين تمام مقالات سايت داراي مرجع براي مطالعات بيشتر است.
خو اننده ر ا با م وضوع درگير مي كند
سايت شرايطي را فراهم آورده تا خوانندگان به طور مستقيم با موضوع ارتباط برقرار كنند.
اينها چه نتيجه اي ر ا بر اي P&G داشته است.
ساده بگويم، كسب و كار P&G را متحول ساخته است ! در واقع در اين سايت جز در مواردي محدود كه تبليغ P&G يا NBC ديگر اسپانسر سايت را مي بينيد، اساساً خبري از تبليغ نيست.
يعني هدف در اين سايت اصلاً فروش محصول نيست. P&G يك كار بسيار مهمتر كرده است، با هزينه اي اندك اعتماد حجم وسيعي از جامعه هدفش را جلب كرده است و اين يعني كاهش
نياز به تبليغات طولاني و پرهزينه ! همه مي دانند كه P&G محصولات خوبي دارد، اما در بازار رقابتي امريكاي شمالي اصلاً محصول بدي وجود ندارد ! رقابت بر سر چيز ديگري است. رقابت
بر سر TRUST است رقابتي كهP&G با يك سايت كم هزينه (در مقاسه با هزينه هاي گزاف تبليغاتي) آن را به نفع خود به پايان برده است.
در پايان هم اشاره اي به Content Marketing در شركت كوكاكولا مي كنيم و بحث بيشتر پيرامون اين موضوع را به مطالب بعدي سايت ارجاع مي دهيم. كوكاكولا در بيان استراتژيهايش
براي دهه آينده بازاريابي محتوايي را محور اصلي استراتژيهايش دانسته است (Coca Cola Embraces Content Marketing as a Core Strategy) كوكاكولا يك پست سازماني تحت عنوان
Chief Content Officer را در ساختار سازماني خود ايجاد نموده است و شايد همين اشاره از پرارزشترين برند جهان براي اهميت اين شيوه نوين از بازاريابي كافي باشد.


 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي محتوا
برچسب‌ها: بازاريابي محتوا،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

كتاب الكترونيك

كتاب الكترونيك يا ئي‌بوك (به انگليسي: E-book) كتابهايي هستند كه به شكل پرونده‌هاي رقومي توليد و خوانده مي‌شوند. كتاب‌هاي الكترونيكي صرفاً نسخه‌هاي الكترونيكي مطالب مكتوب نيستند، بلكه مي‌توانند علاوه بر‎‍ متن و تصوير، فيلم، صوت و پويانمايي را نيز شامل شوند. بافت كتاب‌هاي الكترونيك پرونده‌هايي است كه مي‌تواند توسط يك رايانه خوانده شود مانند بافت‌هاي اي‌پاب، HTML ،Word، پي‌دي‌اف و حتي پرونده‌هاي اجرايي. اين پديده مي‌تواند نظام آموزش و اطّلاع‌رساني را دگرگون كند.


پروژه گوتنبرگ


در سال ۱۹۷۱ ميلادي، جنبشي تحت عنوان پروژهٔ گوتنبرگ با هدف تبديل كتاب‌هاي كاغذي به كتاب‌هاي الكترونيكي پايه‌گذاري شد. اكنون با تلاش داوطلبان اين جنبش، هزاران كتاب كه پيش از اين در كتابخانه‌هاي خصوصي قرار داشتند در بافت رقومي در دسترس همگان قرار دارند.

ابزار خواندن


براي خواندن كتاب‌هاي الكترونيك وسيله‌هاي همراه زيادي در بازار است از جمله آمازون كيندل. با وجود انواع و قيمت‌هاي مختلف اين ابزار در بازار، استفاده از آن هنوز در جامعه فراگير نشده است. بسياري معتقدند خواندن كتاب كاغذي لذت بخش‌تر است. تكنولوژي جوهر الكترونيكي (به انگليسي: E-Ink) كمك زيادي به امكان مطالعه بلند مدت با كتاب‌خوان‌هاي ديجيتال كرد.

كتاب الكترونيك در ايران


«كتابخانه ملي كودكان و نوجوانان ايران» يك كتابخانه مجازي است كه با مديريت مصطفي رحماندوست اداره مي‌شود. برخي نويسندگان نام‌آشنا مانند هوشنگ مرادي كرماني پذيرفته‌اند كتابشان را در اين كتابخانه مجازي در اختيار مخاطبان قرار دهند. مرادي كرماني معتقد است انتشار الكترونيكي كتاب تاثير بسياري بر فروش كتاب در بازار ندارد و مي‌گويد: «به يقين مي‌توانم بگويم با وجود دو كتابي كه از من در فضاي مجازي منتشر شد، فروش كتاب‌هايم در بازار افت نكرد.»

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي محتوا
برچسب‌ها: بازاريابي محتوا،
تاریخ : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴
نویسنده : ويكي
نظرات (0)

موردپژوهي

موردپژوهي، نمونه‌پژوهي يا مطالعهٔ موردي (به انگليسي: Case Study) يكي از روش‌هاي تحقيق كيفي در علوم اجتماعي است. موردپژوهي، بررسي متمركز و عميق يك فرد، گروه، رويداد يا اجتماع است. راه‌هاي ديگر نمونه‌پژوهي شامل تجربه‌ها، بررسي آماري و كندوكاو داده‌هاي بايگاني‌شده مي‌باشد.

موردپژوهي بر اقدام عملي مبتني است و به همين دليل ممكن است پيچيده و ميان‌رشته‌اي باشد و فرصت‌هايي را براي درك مسائل و جستارهاي وابسته با نمونه پژوهش پديد آورد.

در نمونه‌پژوهي دانشگاهي چهار مرحله وجود دارد:

روشنگري استاد در مورد گسترهٔ موضوع مورد پژوهش و مسائل پيراموني آن
مطالعه شخصي و يادداشت‌برداري از هر گونه موضوع مرتبط توسط دانشجو
بيان مهارت‌ها، دانش و نگرش دانشجويان در گروه‌هاي سه تا شش نفره، ارزيابي درستي داده‌ها، ارائه راهكارها و برگزيدن بهترين گزينه‌ها
برگزاري نشستي اوليه كه در آن، هر گروه فرعي ممكن است به ارائه بهترين راه حل خود مبادرت ورزد و استاد نيز به بيان كردن مسايل و اصول نهفته و پيش‌فرض‌هاي آنان بپردازد.
نمونه‌پژوهي‌هاي علمي بايد بر پايه يك يا چند چارچوب يا مدل مفهومي معتبر باشد.

 

آموزش ساخت وبلاگ در بيگ سايت
كد قالب وبلاگ
ليست وبلاگ هاي بيگ سايت


موضوعات مرتبط: بازاريابي محتوا
برچسب‌ها: بازاريابي محتوا،
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ]


آخرین مطالب